تبليغاتX
تشکل آرمان دانشجو
انتشار ویژه نامه همایش شیخ محمد خیابانی 
ویژه نامه همایش شیخ محمد خیابانی منتشر شد . در این شماره می خوانید:

به قلم سردبیر

بیوگرافی شیخ محمد خیابانی

مختصری از اندیشه های سیاسی شیخ محمد خیابانی

بؤیوک قهرمانیمیز شیخ محمد خیابانی

شیخ محمد خیابانی و معرفی یک پژوهش برنامه ای

قیام خیابانی و تکمیل تفکر مشروطه

خیزش جمهوری خواهی در ایران

قیام مبارز شهید شیخ محمد خیابانی در آذربایجان

شیخ محمد خیابانی میلّی قهرمان

سه نامه از شیخ محمد خیابانی

بیانیه آزادیخواهان تبریز

یادکردی از شیخ محمد خیابانی

مدرسه محمدیه تبریز

مقاله ای از شیخ محمد خیابانی

جنبش دانش آموزی در عصر ازادیستان

کتابشناسی قیام شیخ محمد خیابانی

حاج محمد علی بادامچی

میرزا تقی رفعت

اسدالله فشنگچی

شیخ محمد خیابانی اؤزل ساییسی

تصویر طرح روی جلد اول و آخر

|+|
نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 20:22
چند عکس از همایش شیخ محمد خیابانی 
آشیق چنگیز در همایش شیخ محمد خیابانی

آشیق چنگيز مهدی پور در همایش شیخ محمد خیابانی

 

طبقه اول سالن و سالن مملو از جمعیت

 سعید موغانلی جنابلاری آذربایجانین گوجلو شاعیری

سعید موغانلی شاعر توانمند آذربایجان

هوشنگ جعفری

هوشنگ جعفری شاعر پرشور زنجانی

دکتر اکبر اعلمی از سخنرانان همایش شیخ محمد خیابانی

 

سری دوم عکسها در آینده نزدیک

|+|
نوشته شده توسط آرمان در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 21:5
شاهکار جدید حضرت میثاق!!!! 
هفته نامه میثاق چاپ تبریز به سردبیری جلال محمدی و مدیر مسئولی اصغر نعلبندپور در آخرین شماره خود گزارشی ار همایش شیخ محمد خیابانی داد که ما نیز بدون هیچ سخنی عین متن را در اختیار خوانندگان گرامی می گذاریم . قضاوت با خودتان .

همایش در دانشگاه آزاد

همایشی با حضور برخی عناصر بیگانه گرا که در ناامنی ها و آشوبهای خرداد ماه مشارکت داشتند و در دانشگاه آزاد اسلامی تبریز توسط یک "تشکل " برگزار شد . این همایش در پوشش بزرگداشت شیخ محمد خیابانی برپاشد و مدیر مسئول نشریه ضد اسلامی "صنعت"باکو همکاری دارد جزو مدعوین بود.

در این همایش اکبر لعلمی سخنرانی کرد . وی در سخنانی تعجب برانگیز تلویحا قومگرایی را به ائمه اطهار(ع)نیز نسبت داد و گفت : کجای اسلام و قانون اساسی قوم گرایی و هویت طلبی (!)جرم تلقی شده است ؟... بعضی از معصومین ما هم به قریشی بودن خود می بالیدند و به آن مباهات می کردند ..."

شایان ذکر ایت در همایش شیخ محمد خیابانی منتشر کنند مجله یولداش و جزو مجله هلای شوروی گرا بود  و روحانیت را به عنوان مرتجع معرفی می کرد.

گفتنی است تشکلی که این همایش را برگزار کرده سال گذشته نیز همایشی را در پوشش بزرگداشت ستارخان برگزار کرد که از یک شبکه ماهواره ای تجزیه طلب از آمریکا پخش گردید.

در مراسم شیخ محمد خیابانی ُ همانند مراسم ستارخان ُبه شدت از فیلمبرداری و عکسبرداری توسط شرکت کنندگان جلوگیری می شد.

گفتنی است تشکل برگزار کننده همایش اخیرا مجله ای را منتشر و در آن آذربایجان ایران را به پیروی از بیگانگان و تجزیه طلبان ُ آذربایجان جنوبی !؟ معرفی کرده است .

هنوز از واکنش دستگاههای امنیتی ُ قضایی و انتظامی استان در این باره خبری منتشر نشده است.

|+|
نوشته شده توسط آرمان در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 22:30
اولژاس سليمانف 

سلميانف، اولژاس، (1936 ـ   ). نويسنده و سياستمدار قزاق، در ماه مه سال 1963 در آلماآتا كه در آن زمان پايتخت جمهوري قزاقستان شوروي بود، به دنيا آمد. سليمانف پس از پايان تحصيلات دبيرستاني‌اش در سال 1954 وارد دانشكدة زمين‌شناسي دانشگاه دولتي قزاقستان شد و در سال 1959 فارغ‌التحصيل شد. او در دوران دانشجويي سرودن شعر را آغاز كرد. سليمانف در سال 1958 در مؤسسة ادبي گوركي (مسكو) ثبت‌نام كرد. او در سال 1959 نخستين مجموعة اشعار خود را در مسكو منتشر كرد. از سال 1961 تا 1975، در مشاغل مختلفي از قبيل روزنامه‌نگاري، سردبيري نشريه ادبي پروستور، ويراستار در استوديوي فيلم‌سازي قزاق‌فيلم، و ادارة اتحادية نويسندگان قزاق فعاليت كرد. شعر «زمليا پوكلونيس چلووِكو» (1961) شهرت زيادي را براي او به ارمغان آورد.

  سليمانف در سال 1975 كتاب آزي ايا را منتشر كرد كه مقاله‌‌اي تاريخي ـ فلسفي در باب سرنوشت تاريخي ترك‌ها بود و تاريخ تعامل ميان چادرنشينان (ترك‌ها) و مهاجران (اسلاوها) و جايگاه قزاق‌ها در توسعة تاريخي اورآسيا [نامي كه به دو قارة اروپا و آسيا داده‌اند] را بررسي مي‌كرد. سياستگذاران مسكو اين كتاب را به دليل ناسيوناليستي بودن آن محكوم كردند. اين كتاب تا سال 1989 توفيق و ممنوع بود. سليمانف يكي از برجسته‌ترين ناراضيان قزاق دهة 1970 بود و تنها حمايت شخصي دوكانيف، دبير اول حزب كمونيست قزاقستان، توانست اين نويسنده را از زنداني شدن نجات دهد. آزي ايا او را در سرتاسر قزاقستان معروف كرد و به‌‌عنوان «گشايندة مسايل دشوار تاريخ ملي» مشهور ساخت. او پس از بازگشت به زندگي سياسي، در اتحادية نويسندگان سمت‌هاي مختلفي را عهده‌دار شد و در دهة 1980 از با نفوذترين نويسندگان قزاقستان بود. با آغاز سياست گلاسنوست گورباچف، سليمانف فعاليت سياسي خود را افزايش داد. پس از شورش دانشجويان آلماآتا در دسامبر 1986 (رهبران شوروي اين شورش را به‌عنوان توطئه‌اي ناسيوناليستي محكوم كردند)، او سياستگذاران مسكو را به دليل «سياست‌هاي اشتباه در قزاقستان» به باد انتقاد گرفت. اين مسأله باعث شد كه او «صداي روشنفكران قزاق» ناميده شود.

  سليمانف در فورية سال 1989، با استفاده از موج روزافزون انتقاد از آزمايشات هسته‌اي در سميپالاتينسك، يكي از نخستين جنبش‌هاي سياسي قزاقستان را بنيان نهاد كه نواداـ‌سميپالاتينسك نام داشت. اين جنبش از سال 1989 تا 1991 يكي از فعال‌ترين و بانفوذترين جنبش‌ها بود و ظهور احزاب و سازمان‌هاي ملي را تشديد كرد. وي در سال 1991 كنگرة مردم قزاقستان را تأسيس كرد.

  سليمانف هنوز هم از محبوب‌ترين نويسندگان و سياستمداران قزاقستان پس از شوروي است. او از ناسيوناليسم معتدل، اصلاحات آزادي‌خواهانه، و رويكردي متعادل به قانون زبان‌ها حمايت كرده است. مواضع سياسي او و حاميانش ناسيوناليسم قزاقستان را آزادي‌خواهانه‌تر و سازش‌پذيرتر كرده است. سليمانف شانزده كتاب منتشر كرده است كه اكثرا به زبان روسي هستند و چهار نمايشنامة تلويزيوني نوشته است. او يكي از اعضاي محفل ايسيك‌كول و عضو شوراي مشاوران رئيس‌جمهوري قزاقستان است.

 

|+|
نوشته شده توسط آرمان در دوشنبه بیستم آذر 1385 و ساعت 23:56
مصاحبه با مسعود امیر سپهر 

تركان پور: طبق اينگونه مصاحبه‌ها كمي از بيوگرافي خود براي خوانندگان عزير توضيح دهيد.

امير سپهر: من مسعود اميرسپهر متولد سال 1350 در شهر تبريز هستم و قريب به 19 سال است كه در زمينة موسيقي فعاليت دارم.

تركان پور: موسيقي را كي و از كجا شروع كرديد.

اميرسپهر: اولين بار در آموزشگاه استاد سليمي تحت نظر استاد حسن ايراني كلاسهاي آواز را گذراندم ولي چون نوع صداي من در رديف خواني نبود نزد استاد اسماعيل زاده كلاسهاي سولنژ و تئوري موسيقي راگذراندم. بعد از آن به نواختن سازهاي مختلف علاقه‌مند شدم و مدتي به يادگيري سازهاي آذربايجاني از جمله تار و قارمون پرداختم وي پس از مدتي متوجه شدم كه نواختن ساز روح مرا ارضا نمي كند و كشش من به سمت آواز خيلي خيلي بيشتر است. چون من از كودكي به سبب علاقه شديد پدرم به موسيقي آذربايجاني در محيط مملو از موسيقي بزرگ شدم طوري كه در آن سالها تمام كاست‌هاي اپراهاي مشهدي عيباد و ارشين مال آلان با تمام وجود گوش مي كردم، علي الخصوص علاقه ديوانه‌واري به صداي خواننده بزرگ و بي بديل موسيقي آذربايجان رشيد بهبودف داشتم.

تركان پور: آيا در آن زمان يادگيري موسيقي وكال در تبريز امكان پذير بود؟

اميرسپهر: متاسفانه در تبريز تدريس موسيقي وكال امكان پذير نبود به همين علت آقاي اسماعيل‌زاده من را به آقاي جمالي در اركستر سمفونيك معرفي كردند و ايشان نيز مرا نزد استاد اسفنديار زاده قره‌باغي فرستادند من نزد ايشان و آقاي رشيد وطن‌دوست شروع به فراگيري موسيقي وكال نمودم.

تركان‌پور: رفت و آمد شما بين تبريز و تهران چگونه بود؟

اميرسپهر: من هر هفته سه‌شنبه شب از تبريز به تهران رفته  و چهارشنبه شب هم برمي گشتم.

تركان‌پور: اينطور كه براي شما خيلي سخت بود.

اميرسپهر: بله, طوري بود كه اساتيد در تهران مي پرسيدند تو از اين همه رفت‌و‌آمد خسته نمي شوي؟! ولي چون علاقه من براي يادگيري بسيار زياد بود خستگي راه را تحمل مي‌كردم.

تركان‌پور: اين رفت و آمد چقدر طول كشيد؟

اميرسپهر: ابتدا من عضو گروه اكستر سمنونيك شدم و بعداز چهار ماه به عنوان سوليست به همراه آقاي قره‌باغي آهنگي را روي سن اجرا كردم. بعد از آن يكسال نزد آقاي وطندوست و هفت ماه هم نزد خانم آريازند كه فارغ‌التحصيل ايتاليا بودند به صورت خصوصي كار كردم.

تركان‌پور: بعد از برگشت از تهران هم كه گروه موسيقي باريش را تاسيس كرديد؟

اميرسپهر: بله در سال 78 به تبريز برگشتم و به كمك دوستان گروه باريش را تشكيل داديم كه حاصل آن دو كنسرت موفق در تبريز بود.

تركان‌پور: آيا در خارج از كشور هم اجرائي داشته‌ايد؟

اميرسپهر: بله در آن زمان به دعوت شهرداري استانبول اجرائي در فضاي باز در شهر استانبول داشتيم كه به شدت مورد توجه شركت‌كنندگان قرار گرفت. پس از آن كنسرت‌هاي زيادي در شهرهاي مختلف ايران برگزار كرديم كه با استقبال خوبي مواجه شد.

تركان‌پور: نوع موسيقي (پاپ- استرادا) به تازگي در آذربايجان شكل گرفته است چطور شد كه شما اين نوع موسيقي  را نسبت به وسعت صداي خودانتخاب كرديد؟

اميرسپهر: موسيقي (پاپ – استرادا) در آذربايجان شمالي در گذشته توسط هنرمندان بزرگي جون رشيد بهبودف, ميرزا بابايف (ميرزا دائي) و فلورا كريم ‌اوا كه خود كلاسيك كار بودند شكل گرفت كه متاسفانه ما در اينجا كمبود آن را احساس مي كرديم به همين علت من تصميم گرفتم كه  در زمينه موسيقي پاپ آذربايجاني فعاليت كنم. در راستاي همين امر در دو كنسرت اخير به اجراي قطعات پاپ آذربايجاني پرداختم كه خوشبختانه مورد توجه دوستاران موسيقي قرار گرفت.

تركان پور: شما علاوه بر خوانندگي آهنگسازي كارهاي جديدتان را نيز انجام داده‌ايد چطور شد كه به آهنگ‌سازي روي آورديد؟

امير سپهر: من متوجه شدم كه اكثر ترانه‌هاي ساخته شده براساس غزلها آهنگسازي شده است و شعر نو در اين زمينه زياد مورد توجه قرار نگرفته است.  چون من بيشتر روي موسيقي پاپ تمركز كرده بودم به نظرم آمد كه شعر سفيد (بياض شعر) مي تواند اين خلا را جبران كند. به همين دليل خواستم اگر هم ضعيف باشد آهنگهاي جديدي را عرضه كنم كه خوشبختانه چند آهنگ جديدي كه ساخته و در كنسرت اخير اجرا كردم موردتوجه اهالي موسيقي قرار گرفت و توسط چندين گروه ديگر دوباره در تبريز اجرا شد.

تركان پور: در كنسرت اخير شما ترانه آراز كه براساس شعري از بولود قره چورلو و آهنگسازي شما اجرا شد بود مورد توجه زيادي قرار گرفت. لطفاَ در مورد آن كمي توضيح دهيد.

اميرسپهر: من در كتابخانه شخصي خودم نزديك به هزار كتاب شعر دارم. يك روز كه اين شعر را مي خواندم بعد از اتمام آن به قدري احساساتي شده بودم كه يك آن گويي ارتباطم با اين جهان قطع شد نفهميدم چگونه شد كه بالافاصله آهنگي بر آن نوشتم و اين ترانه متولد شد كه مصداق بارز اين مصرع است «هرآنچه از دل برآيد بر دل نشيند».

تركان پور: اين ترانه به عبارتي اولين ترانه آهنگسازي شده در قالب موسيقي راك درتبريز است.

اميرسپهر: بله هم‌اكنون گروههاي مختلفي در آذربايجان ترانه‌هاي راك را اجرا مي كنند ولي آن زمان براي اولين بار ترانه‌اي در اين سبك ساخته و اجرا شد.

تركان‌پور: اين امر باعث خوشحالي و مسرت است كه موسيقي راك جايگاه خود را در آذربايجان پيدا كرده است .

اميرسپهر: دقيقاَ. خوشبختانه پايه‌هاي آن ايجاد شده و در يكي دو دهه آينده ثمره واقعي آن ديده خواهد شد .

تركان‌پور: لطفاَ كمي هم در مورد انجمن صنفي ايفاگران موسيقيي آذربايجان كه شما سمت دبير اجرائي آن را بر عهده داريد توضيح دهيد.

اميرسپهر: از سوالتان خيلي ممنون هستم. سالهاست كه در تمام رشته‌هاي هنري انجمن‌هايي تشكيلي شده است ولي در مورد موسيقي اين كمبود ديده مي شد. بعد از تلاشهاي فراوان, اساتيد بزرگ موسيقي آذربايجان همچون استاد فرشباف , زنده‌ياد شاطريان , عاشق چنگيز مهدي‌پور و ...

اقدام به تاسيس انجمن نمودند ولي متاسفانه بعد از گذشت يك سال به علت بروز مشكلاتي، وقفه‌اي در كار انجمن حاصل شد كه بحمدالله پس از چند ماه به كمك دوستان دوباره انجمن شروع به فعاليت نمود كه دراين دوره بنده را به عنوان دبير اجرائي انجمن انتخاب نمودند كه در اولين گام انجمن اقدام به برگزاري مراسم گرامي ‌داشت ياد و خاطره استاد محمود شاطريان در محل تالار اقبال آذر نمود و بزودي اقدام به برگزاري مراسم بزرگداشت استاد عاشيق حسن اسكندري خواهد نمود تا شروعي باشد كه ما بتوانيم مراسم‌هاي بزرگداشت اساتيد موسيقي آذربايجان را زماني كه در قيد حيات هستند برگزار كنيم كه با ياري خداوند متعال به اين امر تحقق خواهيم بخشيد.

اگر اجازه دهيد به نكته‌اي اشاره كنم. يكي از كساني كه تلاش زيادي در پايه گرفتن انجمن داشت زنده‌ياد استاد شاطريان بودند كه متاسفانه در زمان حيات ايشان اين امر ميسر نشد ولي با فوت ايشان اولين گردهمايي انجمن برگزار شد و اين مساله را ثابت كرد كه هنرمند واقعي حتي با مرگ خويش مي تواند گامهاي بلندي براي اعتلاي فرهنگي ملت خود بردارد.

تركان‌پور: در مراسم شب سوم استاد شاطريان ما شاهد حضور گسترده خادمان هنر آذربايجان از مناطق مختلف بوديم كه از آن جمله مي توان به استاد حاج سليم موذن اشاره كرد. انجمن در اين زمينه چه نقشي ايفا كرد؟

اميرسپهر: اصولاَ ما معتقديم كه تمام امورات مربوط به هنرمندان موسيقي به عهده انجمن مي باشد در اين زمينه هم تا اندازة توان سعي و تلاش خود را انجام داده‌ايم اما در اين قسمت جا دارد از ملت بزرگ و فهيم تبريز و آذربايجان تشكر كنم كه با حضور بسيار درخشان خود برگ زريني در تاريخ هنر آذربايجان ورق زدند.

 

تركان‌پور: آيا انجمن براي خبررساني براي خود ارگاني در نظر گرفته است.

اميرسپهر: ما براي اينكه بتوانيم به اعضاي انجمن كه قريب به 1500 نفر هستند خبررساني خوبي داشته باشيم اقدام به انتشار ماهنامه‌اي تحت عنوان «سس» نموديم كه اميدواريم در آينده نزديك تبديل به يك ماهنامه كثيرالانتشار در سطح شهر تبريز بشود.

تركان‌پور: شما چندي قبل در شهر باكو با خواننده بسيار بزرگ آذربايجان «آذرزينالوف» دوئت داشتيد كمي از آن مراسم توضيح دهيد.

اميرسپهر: بله از طرف كانال اجتماعي در باكو توسط سفارت جمهوري اسلامي ايران از بنده دعوت شد كه در برنامه‌اي شركت كنم كه در آن برنامه با اساتيد ارزنده‌اي چون نزاكت تيمور اواا, آيگون بايرام‌ اوا فلورا كريم اوا و آذرزينالوف همراه بوديم كه بنده به همراه دوستان خود به اجراء پرداختم كه اميدواريم مورد توجه قرار گرفته باشد.

تركان‌پور: شما در چند روز آينده كنسرت ويژه‌‌اي هم در شهر باكو خواهيد داشت.

اميرسپهر: بله در روز 12 آبان در كلارمونياي باكو به همراه گروه دالفا به سرپرستي عاشيق چنگيز مهدي‌پور و جناب آقاي حسن انصاري كنسرتي تحت عنوان شب تبريز اجرا خواهيم نمود كه اميدواريم نماينده خوبي براي شهرمان باشيم.

تركان‌پور: شما در زمان حضور اساتيد لوطفيار ايمانوف در تبريز با ايشان همخواني داشتيد:

اميرسپهر: اجراي همزمان با استاد بسيار عالي بود من واقعاَ افتخار كردم كه او مرا انتخاب كرد تا روي سن قطعه‌اي را با هم اجرا كنيم. من در زمان كوتاه حضور ايشان در تبريز نكات فراواني از او ياد گرفتم.

تركان‌پور: به نظر مي‌رسد بعد از آلبوم «درمان» فعاليت ديگري در اين زمينه نداشته‌ايد آيا آلبومي در راه است.

اميرسپهر: البته من اعتقاد دارم كه شناسنامه يك خواننده در آلبومهايي كه عرضه كرده خلاصه مي شود.

ولي بعلت بروز مشكلات زياد در مورد آلبوم اولم, مدتي وقفه در اين مورد پيش آمد كه به اميد خدا تا پايان سال آلبوم جديدم را منتشر خواهم كرد.

تركان‌پور: همان طور كه مي‌دانيد به علت فضاي بسته موجود در رژيم گذشته بيشتر آهنگهاي خوانده شد در اينجا آهنگهايي بودند كه در آذربايجان شمالي آهنگسازي و اجرا شده بودند. نظر شما در مورد آهنگسازي در آذربايجان و تبريز چيست.

اميرسپهر: من كاملا بر اين عقيده‌ام كه ترانه‌هاي ساخته شده در باكو بسيار زيبا هستند، اصلاً ما با اين ترانه‌ها بزرگ شده‌ايم ولي من به سختي طرفدار اين عقيده هستم كه هر خواننده كه در اين عرصه فعاليت دارد با آهنگ هاي خود به صحنه بيايد همانگونه كه مي دانيد موسيقي آذربايجان مانند درياست و ما بهتر است به جاي شنا كردن در اين دريا, چند قطره هرچند كوچك به اين دريا اضافه كنيم.

تركان‌پور: و حرف آخر

اميرسپهر: اثر گذاشتن در تاريخ كاري بس سخت است. من دوست دارم از طريق موسيقي يك تاثير مثبت در جامعه گذاشته باشم اميدوارم تمام جوانان علي الخصوص دانشجويان درهر زمينه‌اي كه فعاليت مي كنند تاثير مثبتي بر شهر  و ديار خود داشته باشند. و در پايان از شما و تشكل آرمان براي به‌وجود آوردن اين موقعيت سپاسگذارم.

 

برگرفته از دو هفته نامه آرمان

|+|
نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 23:13
تار 

تار

یازان : لاچین هادی

تار ميزرابلا چالينان سيملي پئشه‌كار آلت‌دير. اونو10 اينجي عصرده توركوستان ترك لريندن اولان تارخانين اوغلو جرجو شهرينين فراب كندينده ايجاد ائديب.

تارين ايلكين فورماسي 5 سيملي، ساده اولوب. صاديق‌جان (1875-1870) اينجي ايللرده تار اوزرينده بير سيرا اوغورلو ایصلاحات لار آپاريب، اونا داها 6 سيم علاوه ائديب. تارين آدينا قطرآن تبريزي (11 اينجي عصر) كيمي كلاسيك لرين شعرلرينده راست گلريك.

تار فارس جا تل، سيم دئمك‌دير. بعضي منبع لره گؤره تار قديمده وترده دئييبلر. وتر ايسه دايره‌نين هرهانسي 2 نقطه سيني بيرلشديرن دوزخطّه دئيلير.

معاصر تارلار دؤرد نوع دا حاضيرلانير. 1- سولو ايفا اوچون بؤيوك تار 2- اركستر تاري 3- كيچيك اؤیرنجي تاري 4- جوره تار (اوشاقلار اوچون)

آذربايجان خالق چالتي آلت‌لري اركسترنين تركيبينده هابئله تارين باس نوعي ده سسلنير.

تارين آغاجدان اولان حيصّه لري بيربيرنه بند اولموش چاناقدان، اونون ايچريسينده يئرلشديريلميش ايچ قؤلدان، كؤپدن، قولدان و آشقيلاري اولان كله‌دن (اتاق) عيبارتدير.

كيچيك اؤلچولو تارلاري بعضي بوتوو آغاج پارچاسيندان حاضيرلايبديلار.

چاناغي 15-10 ايل ليك گون گؤرن، يئرده‌ بيتن، دويون سوز، قيش واختي كسيلميش توت آغاجيندان حاضيرلاماق مصلحت گؤرولور.

اتاق و قؤلون حاضيرلانماسي اوچون محكم اولان قوز آغاجينين اؤز كنيندن ايستفاده ائديلير و تارين قولا بيربيريندن معيّن مسافه‌‌لرده انينه 22 پرده باغلانير. پرده‌لرين سايسي آذربايجان موسيقي نه خاص اولان سس يوكسك ليينه اويغون گلير. اونلار آلتر اينجه سسلن‌مه وئرن قويونون آجي باغيرساغيندان حاضيرلانير.

تارين اكثر پرده‌لرينين آدلاري موغام و يا اونون شعبه لرينين ادلاريندان گؤتورلموشدور. 11 متال سيمي واردير. اونلار رنگ لرينه گؤره آغ، ساري و قيرميزي سيم‌لر آدلانير.  عصيرلر بويو آذربايجاندا تار حاضرلايان مشهور استادلار يئتيشميشدير.

اونلارين حاضیرلاديقلاري آلت‌لر دفعه‌لرله، فرانسا، هلنديا، تركيه، و هيندوستاندا نومايش ائتدريلميش دير. بو آلت لرين بير حيصه سي حال حاضيرده ديزردن و لوورا موزئيين ده ساخلانيلير.

قايناق‌لار:

1-آذربايجان خالق چالغي آلت‌لري (سعادت عبدالله اوا)

2- چالغي آلت لريميز (عباس قولو نجف‌زاده)

    

   قایناق : آرمان ۲ هفته لیگی

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط آرمان در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 22:50
بازتاب همایش شیخ محمد خیابانی در هفته نامه حیدربابا  

برگزاری همايش شيخ محمد خيابانی در دانشگاه آزاد اسلامی تبريز

 

همايش بزرگداشت روحانی مبارز و انقلابی « شيخ محمد خيابانی » توسط تشکل سياسی « آرمان دانشجو » در دانشگاه آزاد اسلامی تبريز برگزار شد . اين همايش با سخنان دکتر جوانپور رئيس دانشگاه آزاد اسلامی تبريز آغاز شد و سپس دکتر حسين محمد زاده صديق در مورد منظومه شيخ محمد خيابانی و در ادامه حسن عليزاده پروين ، ائيواز طاها مدير مسئول نشريه يارپاق ، حجته الاسلام مصلح و دکتر اعلمی نماينده مردم تبريز در مجلس شورای اسلامی سخنرانی کردند .

منبع : هفته نامه حيدربابا

|+|
نوشته شده توسط آرمان در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 18:31
همایش شیخ محمد خیابانی با موفقیت به پایان رسید 

همایش شیخ محمد خیابانی روز 6 خرداد ماه با موفقیت و با استقبال بی نظیر دانشجویان به پایان رسید . در این همایش یک روزه در قسمت اول برنامه پس از پخش کلیپ برنامه ریاست دانشگاه دکتر جوانپور حول محور شخصیت مستقل شیخ به سخنرانی پرداخت و بر لزوم اینچنین همایشهای علمی تاکید نمود.آشیق چنگیز با تکنوازی قوی خود تمامی دانشجویان را به حیرت انداخت و همه به احترام وی بپا خواستند. بعد از ان دکتر حسین محمدزاده صدیق پس از ایراد سخنانی پیرامون شیخ محمد خیابانی به معرفی و توضیح منظومه شیخ محمد خیابانی پرداخت . وی همچنین با یاد آوری تدریس زبان ترکی خود د سالهای قبل و در همین دانشگاه ،خواستار برگزاری دوباره همین کلاسها شد. دانشجویان بعد از این سخنان استاد صدیق را با تشویقهای مکرر خود تایید نمودند و دئیس دانشگاه نیز قول همکاری برای ایجاد این کلاسها را داد.

آقای حسن علیزاد پروین سخنران بعدی بود که در زمینه طرح تحقیق شیخ محمد خیابانی به ایراد سخنرانی پرداختند. قسمت اول برنامه با شعری زیبا از سعید موغانلی به پایان رسید که مورد استقبال حضار قرار گرفت.

قسمت دوم برنامه با سخنان دبیر تشکل آرمان یونس زارعیون آغاز شد وایواز طاها به سخنرانی پرداخت. پس از وی حجت الاسلام مصلح با سخنانی از مقام والای شیخ تجلیل نمود . بعد از وی هوشنگ جعفری با چندین شعر به برنامه شوری تازه بخشید و دکتر اعلمی حول محور شیخ و لزوم تجلیل از بزرگان در جهت اثبات حقانیت تاکید نمود وی همچنین از اظهارات اخیر یکی از مسئولین محلی در باره  شناسنامه دار کردن قومگرایان برای دستگیری در زمانهای لازم شدیدا انتقاد نمود و از تفکرهای اینچنینی یک مسئول اظهار تاسف نمود. 

پایان بخش برنامه اجرای موسیقی آذربایجانی بود.
|+|
نوشته شده توسط آرمان در سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 10:21
همایش شیخ محمدخیابانی روز دوشنبه 6 آذر برگزار خواهد گردید 

تشکل آرمان دانشجو همایش بزرگ شیخ محمد خیابانی مبارز و قهرمان بزرگ آذربایجان را روزدوشنبه، ششم آذرماه در سالن استاد شهریار دانشگاه آزاد تبریز برگزار خواهد نمود و در این همایش ابعاد زندگی و مبارزات شیخ مظلوم بررسی خواهد شد . شایان ذکر است  در این همایش دکتر اکبر اعلمی  نماینده مردم تبریز ،حجت الاسلام مصلح نماینده اسبق نهاد رهبری در دانشگاههای منطقه ۲ ،دکتر رحیم رئیس نیا نویسنده و مورخ ،دکتر ائیواز طاها مدیر مسئول نشریه یارپاق و....شرکت خواهند نمود. همچنین در همین همایش شاعران بزرگ آذربایجانی همچون هوشنگ جعفری حضور خواهند داشت و چندین گروه موسیقی  به ایفای هنر غنی خود خواهند پرداخت.

شایان ذکر است در این همایش  مهمانهای ویژه ای از چندین تشکل بزرگ دانشجویی اذربایجان حضور خواهند داشت.

حاج آقا مصلح در همایش شیخ مظلومدکتر اعلمی در همایش شیخ مظلوم

 

آشیق چنگیز در همایش شیخ مظلوم

|+|
نوشته شده توسط آرمان در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 0:28
خاورمیانه و قفقاز 

خاورمیانه و قفقاز

 

 

یونس زارعیون

دبیر تشکل آرمان دانشجو

منطقه حساس خاورميانه امروز به منطقه‌اي بحران‌خيز تبديل شده است چشم‌داشت ابرقدرتها به اين منطقه حساس نفت‌خيز كه بخش عمده انرژي كشورهاي صنعتي را تامين مي‌كند.از يكسو و قرار گرفتن بر سر راه غرب و شرق از سوي ديگر خاورميانه و كشورهاي جاي گرفته در آن را با چالش‌هاي جديدي مواجه نموده است.

كشور تركيه علاوه بر فشارهاي خارجي از طرف اتحاديه اروپا كه تركيه را ملزم به رعايت دموكراسي و ايفا حق 12 ميليون كرد ساكن در تركيه و كم نمودن قدرت نظاميان كرده است.

با بحران‌هاي تركيبي پيچيده در قالب قوميت ترك و كرد و از سوي ديگر شدت گرفتن مبارزات درون ساختي تركيه را با التهابات جديدي روبرو نموده است كه نمونه آن انفجارهاي متعدد در منطقه مارماريس و دياربكر كه به كشته و مجروح شدن تعدادي از اتباع تركيه و خارجيان شده است و از طرف ديگر كشته شدن سربازان ترك توسط كردها در مرز عراق- و كشمكش دولت و احزاب سياسي بر سر فرستادن نيروهاي حافظ صلح به لبنان و رقابت اسلام‌گرها و لائيك‌‌هاي تركيه در انتخابات آتي نمونه‌هايي از وجود بحران در اين كشور رو به پيشرفت است. عراق نيز همسايه جنوبي تركيه بعد از حمله آمريكا و سرنگوني صدام تا بحال روي آرامش نديده و هر از چند گاهي اختلافات شيعه و سني و كرد و عرب و ترك كشور عراق را با چالش روبرو مي‌كند.

و لبنان نيز بعد از دفاع جانانه حزب‌الله در برابر تجاوز صهيونيست‌ها امروز درگير مبارزات حزبي و اختلاف مسيحي و مسلمان است.

طرح خاورميانه بزرگ امريكا اگرچه با پيروزي لبنان بر اسرائيل شكست خورده اما منطقه خاورميانه را با چالشهاي جدي روبرو نموده است.

اما در شمال خاورميانه و در قفقاز وضعيت جور ديگري است. بعد از فروپاشي كشور شوراها سر بر آوردن جمهوري‌هاي جديد امريكا در وحله اول جانب روسيه را گرفته و به روابط خود با روسيه اهميت بيشتري مي‌داد اما در سالهاي اخير گوئي امريكا و غربي‌ها قفقاز را تازه كشف كرده و متوجه منابع نفت و معادن زيرزميني آن شده‌اند. كه اين امر موجب شد تا در سال 1990 مسكو و واشنگتن در منطقه قفقاز با هم به رقابت بپردازند. رسيدن به منابع انرژي و در كنترل در آوردن خط لوله ای كه انرژي خزر را به اروپا و آمريكا مي‌رساند فضاي سياسي منطقه را به سوي دو قطبي شدن سوق داد.

در اين ايام امريكا روسيه- ايران و تركيه نگران نفوذ رقباي خود در قفقاز بودند تركيه با شعارهاي پان تركيستي و اتحاد تركهاي جهان به آذربايجان نزديك مي‌‌شد.

و ايران نيز با توجه به پيشينه تاريخي و مذهب شيعه جائي نسبتاً مناسب در آذربايجان باز كرده بود.

اما چرا قفقاز اين قدر اهميت پيدا كرد؟

علت اين امر را مي‌توان از واقع شدن قفقاز در محدوده‌اي كه حادترين بحران‌هاي جهان معاصر را به چشم مي‌بيند جستجو كرد.

منطقه‌اي جغرافيائي كه از آسياي مركزي شروع و با گذشتن از افغانستان و ايران در مديترانه پايان مي‌يابد.

مسأله دوم آغاز اكتشاف و استخراج نفت از درياي خزر مي‌باشد.

افتتاح خط لوله باكو تفليس جيحان كه به گفته كارشناسان نقشه ژئوپولتيك منطقه را به هم زده. جريان نفت را از خزر به بندرهاي تركيه مي‌رساند.

وضعيت فوق موجود و بحران قره‌باغ اوضاع را به نفع آذربايجان برگردانده و آمريكائي كه در كنگرة خود از تجاوز ارمنستان حمايت مي‌كرد هم‌اكنون دوست و طرفدار آذربايجان گشته است!؟

جواب سؤال فوق را (لوسين پوگلياري lucion puqiari) تحليل‌گر مسائل نفتي امريكا به بهترين وجه مي‌دهد.

« محور اصلي استراتژي برجسته مسائل نفتي امريكا را مسأله امنيت عرضه انرژي و تنوع بخشيدن به منابع تامين آن از خارج از منطقه خليج‌فارس مانند منطقه خزر- تشكيل مي‌دهد. بايد توجه داشت كه حتي يك كاهش جزئي در بهاي جهاني نفت براي مصرف كننده عمده‌اي چون آمريكا. منافع فراواني مي‌تواند داشته باشد. اين در حالي است كه ممكن است امريكا تا سال 2020 روزانه 15 ميليون بشكه نفت وارد كند».

كشورهاي موجود در منطقه قفقاز (گرجستان- آذربايجان- ارمنستان) را به هيچ‌وجه نمي‌توان كشورهاي قدرتمند ناحيه دانست در حال حاضر مجموع جمعيت 3 كشور حدود 15 ميليون است- كه 8 ميليون ساكن آذربايجان – 2 ميليون ارمني و 5 ميليون گرجي است و توليد ناخالص اين 3 كشور حدود 10 ميليارد دلار مي‌باشد.

اهميت بدان جهت است كه قفقاز در منطقه حائل ميان روسيه- خاورميانه- اروپا و آسياي مركزي قرار گرفته و قفقاز را چهارراه برخورد قدرتهاي بزرگ كرده است.

مسائل نفت و مناقشات قومي در قفقاز دو روي يك سكه را تشكيل مي‌دهند.

اعلام جنگ از طرف الهام علي‌ايف به ارمنستان آن هم بعد از كمتر از يكسال از افتتاح خط لوله نفتي جداي از يك پيام سياسي به غرب و امريكا ضربه‌اي مرگبار بر توسعه منابع انرژي خزر وارد کرده و موجب بالا رفتن قيمت نفت در جهان خواهد شد. كه اين مسأله اصلاً به سود آمريكا و غرب نمي‌باشد. در صورت بروز جنگ سرمايه‌گذاران خارجي تمايل به سرمايه‌گذاري در منطقه نخواهند داشت. و آمريكا نيز ناچار از جلوگيري از بروز بحران به خاطر حفظ امنيت خط لوله نفت خواهد بود. چرا كه خط لوله‌اي كه از باكو شروع مي‌شود. از فاصله 30 كيلومتري شمال قره‌باغ مي‌گذرد. اين مسأله موجب شده است تا امريكا و غرب راه‌حل سياسي و مسالمت‌آميزي براي حل بحران قره‌باغ بیابند.

وضعيت سياسي قفقاز با توجه به فاكتورهاي بالا در حال حاد شدن است بعد از فروپاشي اتحاديه شوروي و ظهور كشورهاي مستقل در منطقه قفقاز دو شخصيت قدرتمند اعمال نفوذ مي‌كردند. كه هر دو عضو بلندپايه سياسي حزب كمونيست شوروي سابق بودند.

ادوارد شوارد نادزه رئيس‌جمهور سابق گرجستان، حیدر علي‌اف رئيس‌جمهور فقيد آذربايجان.

هر دو آنها با توجه به تجارب گذشته خود توانستند بر مخالفان غلبه كرده و ثبات نسبي را در منطقه حاكم نمايند.

پس از سالها ثبات در گرجستان جرقه تظاهرات خياباني در اعتراض به تصميم دولت مبني بر بسته شدن كانال تلويزيوني2 Rustavi زده شد و همچنين نارضايتي مردم از فساد مقامات دولتي به تقلب شوارد نادزه در انتخابات و كمبود برق علت اصلي اعتراضات مردم را تشكيل مي‌داد كه اين اعتراضات به آبخازستان نيز سرايت نموده و در پايان نيز موجب سكوت ادوارد شوارد نادزه شد.

و اما ارمنستان سومين كشوري فقير قفقاز كه بعد از مستقل شدن ادعاي اراضي خود را در محدوده جغرافيا در سه كشور آذربايجان- تركيه و ايران مطرح نموده و ادعاي كشور ارمنستان بزرگ از دريا تا دريا (خزر- سياه) مي‌كند.

نتيجه جنگ ارمنستان به آذربايجان مسدود شدن شرق و غرب ارمنستان به آذربايجان و تركيه است. و تنها راه ارتباطي ارمنستان از طريق ايران و كمي از گرجستان است.

سالها ركود اقتصادي مهاجرت افراد تحصيل كرده به امريكا و روسيه و همچنين خانواده‌ها متوسط به بالاي اين كشور جمعيت 8/3 ميليون نفري اين كشور (سال 1990 ) را به 4/2 ميليون رسانيده است.

« حوادث 11 سپتامبر از طرفي به علت قبول نظاميان امريكائي از طرف گرجستان و مخالفت مسكو به ضرر گرجستان تمام شد.»

و از طرفي ديگر با توجه به سياست غرب‌گرايانه‌اي كه حيدر علي‌اف بنيان‌گذار آن بود كه طي اين سياست آذربايجان را يك كشور اسلامگراي دوستدار غرب و امريكا معرفي مي‌كرد. به نفع آذربايجان تمام شد.

بطوريكه اين روابط موجب سردي رابطه آذربايجان با مسكو و در مواردي هم با ايران شد.

خيانت روسها به آذربايجان در طول تاريخ مشهود بوده و ضديت آنها از دهه 1990 شروع و در سال 1995 در دوران پوتين به اوج خود رسيد.

اما اكنون سياستمداران روس در پي جبران گذشته برآمده و بر اين باورند كه سياست ضد آذربايجاني اتخاذ شده از طرف مسكو در اوائل دهه 1990 نتيجه‌اي جز انزواي روسيه در قفقاز و تركيه نداشته است.

گرمي روابط با آذربايجان از طرف روسيه آغاز شده تا جائي كه پونين در سال 2001 در سفر به باكو، مدرك فارغ‌التحصيلي علي‌اف در KGB درلنینگراد را براي وي آورده بود.

اين مدرك پيام سياسي‌مهمی مبني بر دوستي پوتين و علي‌يف داشت.

و منظور اين بود كه شما و من از يك دانشكده فارغ‌التحصيل شده‌ايم.

مسأله ارمنستان و اشغال قره‌باغ موضوع مهم اپوزوسيونهاي باكو- تركيه و افكار عمومي آذربايجانيهاي ايران است.

و بروز دوباره جنگ كه اخیرا از طرف آذربايجان مطرح شده علاوه بر تاثيرگذاري در نظم جهاني بر كشورهاي همسايه و منطقه تاثير خواهد گذاشت.

كوتاه سخن اينكه روسيه براي مقابله با رزمندگان مسلمان چچنی و داغستان به همكاري آذربايجان نيازمند است. و آمريكا نيز به نفت آذربايجان اما مسأله اين است كه قفقاز ديگر قفقاز بيش نيست  خاك آذربايجان اشغال شده بيش از يك ميليون كشته و آورة جنگي موجود است و آذربایجانیها وگرجستانیها وترکیه و آذربایجانیهای ایران ارمنستان را مولود نا میمون منطقه می نامند که طبق سیاست روسها به این منطقه مسلمان نشین آورده شده اند وارمنیها را کسانی که تعلقی به این منطقه ندارند، آری دیگر به میمنت حضور ارمنیها در یک منطقه مسلمان وآرزوی تشکیل ارمنستان بزرگ در پهنه های کوهستانهای قره باغ صدای نی چوپانها طنین انداز نیست وقره باغ کوهستانی که در گذشته اوزئیر حاجی بیگف وجبار قاریاغدی را به عالم هنر در دنیا تقدیم کرده بود اکنون به جای صدای ساز آشیق ها صدای اسلحه نژاد پرستان داشناک شنیده می شود وچنارستانهای قرهباغ محل استقرار موشکها ومهمتر از همه در این شرایط شریان شاهرگ نفتی است که غرب وآمریکا تلاش می کند تا هیچ آسیبی بدان نرسد.

قفقاز امروز مستعد چنگ وویرانی است لذا کشورهای منطقه به خصوص ایران باد همه تلاش خود را در جهت جلوگیری از جنگ وبرقراری صلح پایدار در منطقه قفقاز به کار گیرند. 

 

بر گرفته از دو هفته نامه سیاسی – اجتماعی – فرهنگی آرمان


(ارگان رسمی تشکل آرمان)

|+|
نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 20:47
ملت، قوم به خودآگاهی رسیده است 

 

ملت، قوم به خودآگاهی رسیده است

 

ملت، قوم به خودآگاهی رسیده است

 

 

وحید شیخ بیگلو

دبیر تشکیلات تشکل آرمان

 

مقدمه:

عموما" تعریفهای موجود در علوم اجتماعی وجامعه شناسی برای بیان وتبیین واژه ملت با وجود تمامی دقتها ،توجه ها و افکار عالی که در آنها وجود دارد وبا وجود ارائه گوشه ومنظر گاههای از حقیقت متاسفانه نتوانسته اند حق کلام را ادا کنند؛ ملت واژه ای است که مفهومش برای شنونده بسیار ملموس ونزدیک می آید واز آن رو بسیار در گفتار روزانه مورد استفاده قرار می گیردولی با این وجود در تعریفهای علمی که از آن می شود و همچنین حدودومرزهای  مفهومی این اصطلاح با اصطلاحاتی چون قوم ،امت ، نژاد ،جامعه وجامعه سیاسی و مدنی به کاستیها وتناقضاتی برمی خوریم . شاید علت این امر در شناوروتاریخی بودن مفاهیمی از این دست است که ما را ناگزیر می سازد برای فهم و شناخت دقیق وعلمی از این قبیل مفاهیم با دیدی تاریخی وسیار به این موارد توجه نماییم .

 در ادامه سعی می شود( باتلاشی هر چند ناقص واز بعد زمانی کوتاه ) به بررسی تاریخی  ورهیافتی سیار از این مفهوم برسیم.  

    

پیش درآمد:

مشخصات رفتاری یک جامعه انسانی بطور کلی رفتارطبیعی  یک انسان را تداعی می کند؛ حرکت ،جستجو ،کنجکاوی،میل به پیشرفت ،محدودیتهای فکری ، پیشرفتهای مادی ومعنوی وعقلی وحتی مرگ وبیماری وآسیبها..... وبطور کلی زندگی وواکنشهای طبیعی را در هر دو مورد انسانی وجامعه انسانی ( البته به اشکال ،صورتها وسطوح متفاوت ) می توان تمییز داد . همانگونه که یک فرد(با گذشت زمان ) با رشد قوای فکری ،مادی ،روحی وفرهنگی و... خود   به مراحل بالاتراز  آگاهی واز پی آن به درک درست تر ،کامل تر وبالاتری از جهان اطراف ،طبیعت پیرامون ودر نهایت خود وجامعه خود می رسد بهمانگونه نیز  یک جامعه با رشد تدریجی قوای فکری ،مادی وروحی خود به شناخت ودرک بهتر وآگاهی بالاتری از قوای خود ، جایگاه خود در جهان ،تاریخ حیات خود و آینده خود ودر کل به آگاهی بالاتری از خود میرسد واینچنین مراحل پیشرفته تر و وبرتری از زندگی تاریخی خود را شروع می کند .ودر این مراحل قالب های تازه ای از شخصیت ، فکر واندیشه (هنر) ورفتار را پذیرا می گردد .

در نتیجه هر مرحله از  آگاهی قومی وفرهنگ اجتماعی ، اشکال منحصر به فردی  از زندگی وساختارهای اجتماعی وسیاسی را بر جامعه حاکم می سازد واز اینجا است که مفاهیمی چون دولت –ملت ، استبداد ،جامعه مدنی ،ملت ، حتی دموکراسی ،برده داری و.... در زمانهای و در مکانهای به خصوصی پدید می آیند وبا گذشت و سپری شدن  آن زمانها ومراحل آنها نیزیا از صحنه جامعه نا پدید می شوند ویا به اشکال جدیدتری  در آیند.

لذا در بررسی جوامع مختلف اگر پیشرفتهای ظاهری ( همچنین  پیشرفتهای تحمیلی ازجهان خارج ) نتواند ما را در شناخت مراحل تکاملی یک جامعه فریب دهد آنگاه می توان به نتایج تازه ای در شناخت جوامع و به تعریفهای جدیدی از مفاهیم انسانی واجتماعی رسید.

 

قوم ، ملت بالقوه

یک تعریف ابتدایی از یک قوم ethnocity  وملت nation به این گونه است که با اجتماع انسان ها در یک خانواده ،پس از آن با اتحادو گردهمایی خانواده ها با مشخصات زبانی تاریخی تباری مذهبی ودر کل فرهنگی وقومی وخونی در قالب یک طایفه ، یک قوم را تشکیل می دهند.ودر حالت کلی یک حد ومرز یک قوم به گونه ای است که اعضای گروه قومی خود را از نظر فرهنگی  متمایز از گروهبندیهای دیگر( در جامعه ای خاص یا جهان خارج) بدانند ودیگران نیز آنها را همینگونه در نظر بگیرند. ویک قوم با داشتن یک دولت واحد ،جغرافیای واحد وزبان واحد در دنیای مدرن یک ملت را تشکیل می دهد .(هرچند تعریفهای بسیاری برای ملت وجود دارند اما نیازی به ورود به این مباحث وجود ندارد وتعریف وتوصیفی که در بالا ذکر شد تقریبا" بیشتر تعریفهای ملت را در بر می گیرد )

اما اجازه بدهید ما با پروسه تعریف شده امان به کشف ویژگیهای یک ملت برویم؛ همانگونه که گفته شد یک اجتماع انسانی که حیات تاریخی منحصر بفردی در قیاس با اجتماعات انسانی دیگر دارد ومنحصرا (نه به معنای کاملا" مستقل )به ایجاد و تولید زبان وفرهنگ  منحصر به خود موفق شده اند ودر طی این حیات تاریخی در کنار اشتراکات خونی ونژادی به تشابهات معنوی وفرهنگی می رسند ،تشکیل یک قوم را می دهند.وجود تک تک عوامل یاد شده در تشکیل یک قوم نقش تعیین کننده ای دارد. اما چگونه یک قوم کیفیت بالاتر ملت را کسب می کند؟ با توجه به تفاوتهای یک قوم وملت در کنار تشابهات آن می توان نتیجه گرفت که یک ملت همان قومی است که با رشد معنوی خاص تاریخی خود در مرحله ای (در کشورهای اروپای غربی پس از عصر رنسانس وروشنگری ) با کسب خصوصیات خاص وشکل اجتماعی وسیاسی وحکومتی تازه که به کل با شرایط اجتماعی ،سیاسی وفرهنگی قبل متفاوت است به ساختار اجتماعی خاصی می رسد که ما به آن ملت می گوییم. البته این زایش وتبدیل ،نه فقط کمی وظاهری است که پروسه ای است درونی ،کیفی ومعنوی

دیالکتیک زایش یک ملت از یک قوم با یک میانجی « خود آگاهی ملی » همراه است. یعنی همانگونه که انسان از یک موجود غریزی و بدوی به یک موجود متفکر و خلاق فقط با گذشتن از مرز خودآگاهی می رسد.یک قوم نیز با رسیدن به خودآگاهی قومی وملی یک ملت می شود.البته ای خودآگاهی ملی نه خود به خود ونه در هر قوم ودر هر زمانی بوجودمی آید. بلکه همراه با رشد کمی ثروتهای مادی ومعنوی ورشد آگاهیها ی علمی ، فرهتگی ومعنوی کلیت آن جامعه ، آن قوم آبستن زایش کیف خودآگاهی ملی در افراد جامعه خود می شوند.

پروسه تبدیل یک قوم به یک ملت که برای خود به عنوان یک کلیت واحد ومتحد حق تعیین سرنوشت وحق حفظ منافع ملی خود – حق داشتن حیات مستقل ملی و به طبع آن آزادی ملی واستقلال ملی  وحق احراز حقوق خاص ملی خود است البته پروسه ای است بسیار ظریف ودرونی .این بدان معنا است که یک ملت چیزی جدا از یک قوم نیست یا حتی در تناقض با آن ، بلکه یک ملت یک قوم به الفعل است وحالتی اکمل تر از قوم

 

دیالکتیک تولد خودآگاهی ملی

اعضای یک قوم متشکل از افرادی با تشابهات خانوادگی خونی وزبانی و فرهنگی وتاریخی در دنیای مدرن با سطح آگاهی تاریخی پیشرفته وبا زندگی منفرد وجدا از هم که روز به روز به این جدایی وانفراد افزوده می شود( روند جزیی شدن در یک کلیت قومی) پیش نهاد یک تحول را در خودایجاد می کند.چرا که افراد در جامعه در میان مردم خود یک کلیت و جمعیت وابسته به یکدیگر را تشکیل می دهند واین آنتی تزی است بر روند زندگی فردی افراد یک قوم در دنیای مدرن ؛پس این پارادوکس در جمع و سنتز خود آگاهی ملی به تعادل اجتماعی منجر می گردد. وملاتی از این خودآگاهی پدید می آید که با عث ایجاد تعهد اجتماعی وملی و به طبع آن وحدت ملی وخلق نیروهای ملی وخلاق می گردد. در نتیجه در پی آن خصوصیات ملی وفرهنگ ملی تشکیل می گردد و ادبیات وهنر ملی به رشد وشکوفایی بیشتر دست می یابد و زندگی اجتماعی خاصی بر پایه این خود آگاهی و فرهنگ ملی تشکیل می یابد که پیش از آن در آن جامعه دیده نمی شد.

 

نقش دشمنان درپروسه شکل گیری یک ملت

برای ایجاد یک پدیده اجتماعی یا زایش اجتماعی قوه محرکه و انگیزه ای لازم است که از نیاز ها ویا تناقضات وعدم تعادلات اجتماعی سرچشمه می گیرد. علت بروز این تناقضات و عدم تعادلات اجتماعی یا درون زا است که در حالت کلی از پیشرفت ( یا پسرفت ) روح وفرهنگ ملی (یا بزبان ساده تر آگاهی جمعی وناخود آگاهی جمعی ) وعدم تناسب انداموار با ساختار آن جامعه حاصل می گردد. یا برون زا ست که نیروهای خارجی اعم ازقوای عینی ویا انتزاعی موجب آن می گردند. که در حالت معمول اگر باعث ایجاد عدم تعادل در ساختار اجتماعی جامعه گردند وجامعه تحمل ذهنی یا عینی این کششها وفشارها را نداشته باشند باعث کنشهای در سطح جامعه می شوند که تا هنگام رفع این عدم تعادلات این کنشها در داخل جامعه وجود خواهند داشــت. ( یکی از این کنشهای اجتمـاعی جـنبش های اجـتماعی است که بعدا" به آن می پردازیم .)

در پروسه ای که ما پروسه شکل گیری ملت نامیدیم وآن را به عنوان تکه ای از حیات تاریخی ملی بحساب آوردیم.نقش دشمنان یک ملت اگر باعث ایجاد وتولید کنشها ونیروهای مخالف گردد ( که خود آن مستقیما به وجود وسطح آگاهی ودر حالت عالی تر خود آگاهی ملی وقومی بستگی دارد ) باعث تسریع روند پروسه ملی آن قوم می گردد. انگیزه ای که از تاثیر دشمنان آن قوم در نزد اعضای آن قوم تولید می گردد نه تنها باعث اتحاد و یکپارچگی ملی وقومی وبه تبع آن توجه همگانی به نکات مشترک قومی و حل واز بین بردن اختلافات وتفاوتهای بین قومی می گردد؛بلکه باعث شکل گیری جنبشهای اجتماعی وحرکات سیاسی ای می گردد که خود با بسیج قشری از روشنفکران آزاد اندیش جامعه وظیفه تسریع این روند وپروسه را به عهده می گیرند.

اما درحالت دیگر اگر سطح آگاهی ملی به خودآگاهی ملی نرسیده باشد فشارهای خصمانه بیرونی به از هم پاشیدگی قومیو پیامدهای خاص اجتماعی وفرهنگی در بستر قومی آن قوم می گردد. چرا که فشارهای بیرونی باعث تولد هیچ نیروی مقاوم موثر در داخل مناسبات قومی آن نمی گردد. وهیچ انگیزه ونیروی متعادل کننده ای بوجود نمی آید.

 

جنبش های ملی وجایگاه آنها در حیات ملی

روند خود آگاهی ملی که ما آن را نقطه عطف حیات ملی در نظر گرفتیم یک دوره تاریخی با مدت زمانهای کم وبیش متفاوت را شامل می شود .این دوره همانند دوره جهش اقتصادی درمباحث اقتصادی است که کشوربه کشور و منطقه به منطقه با هم متفاوت است.  در کشوری که تناقضات داخلی با روند طبیعی وبصورت درون زا وبا کمترین تاثیرپزیری خارجی روبرو می شود این پروسه با حرکتی بطنی و با کمترین تنش سیاسی واجتماعی داخلی صورت می گیرد. در مقابل کشوری دیگر که بعلت ساختار دینی ، فرهنگی وتاریخی وموقعیت ژئوپلتیک وخصوصیات منحصر به فرد آن که زمینه ساز تاثیر پزیری خارجی است این پروسه با خشونت ،شدت ونوسانات بیشتری روبرو می گردد.

جنبش های اجتماعی - ملی که بیشتراز تناقضات درون اجتماعی سر بر می آورند و با بسیج توده مردم برای رسیدن به اهداف معین اجتماعی وملی ،درکنار تغییرات سخت افزاری ساختارها و نهادهای اجتماعی ،دینی وسیاسی باعث تغییرات محسوسی در سطح آگاهی ملی می گردندبیشتر در کشورهایی ظهور می یابند که حیات ملی وقومی در معرض خطر نابودی وتعرض نیروهای خارجی قرار می گیرند. ویک نیاز برای حفظ ثروتهای مادی ومعنوی توسط افراد آن ملت احساس می گردد. بدین صورت افراد در جنبشهای اجتماعی – ملی در حین (و با) دفاع از کیان ملی خود به یک خود آگاهی جمعی نیز می رسند که جنبش ملی موتور محرکه این حرکت به سوی خود آگاهی ملی است.

دیالکتیک آگاهی ملی وتعرض خارجی به بیداری ملی وخود آگاهی ملی منتج می گردد. واین بیداری وسرانجام آزادی ملی با میانجی یک جنبش فراگیر ملی در سطح کل آن ملت انجام می پزیرد.

 

رسالت تاریخی روشنفکران جامعه

در حالت کلی توان ورشد قوای فکری ، سطح آگاهی وقدرت معنوی هر انسان از ظرف توان و ظرفیت فکری ،آگاهی ومعنوی کلیت ملت خود ودر بعضی موارد کلیت جامعه جهانی خارج نیست وساختارهای فرهنگی و زبانی درکنار ساختارهای سیاسی واقتصادی که منتج از سطوح حیات ملی آن ملت است چنان انسان را در قالب خود فرو می برند که انسان تقریبا بصورت جبری در زیر سلطه روح ملی به زندگی وبالندگی ورشد انسانی خود می رسد وتاریخ بشر ثابت کرده جز موارد بسیار استثنایی نمی توان از آن قاب خارج گردد. بهمین دلیل رشد یک انسان تقریبا مستقیما به رشد آن ملت (ودر مواردی کل بشریت ) بستگی دارد . بحث بیشتر در این موارد در حوصله این نوشته نیست بهمین دلیل با پیش فرض این مطالب به نتایج منتج از این بحث می پردازیم.

انسان در صورتی می تواند به حد اعلای زندگی فکری ومعنوی خود برسد که با روح وفرهنگ ملی ملت خود پیوند یابد. این اتحاد با روح ملی هر چند یک امر انتزاعی صرف است اما تاریخ نشان داده است کسانی می توانند در جامعه خود نقش تعیین کننده ای داشته باشندودر کنار آن به مراحل بالاتری از انسانیت و رشد و  کمالات برسند که عصاره وجودی دانش وآگاهی معنوی وذهنی ملت خود را در وجود خود جمع کرده باشد. به این صورت اگر روح ملی که در حال گذر از حالت نوجوانی به حالت وقالب جوانی است و دوره بلوغ را می گذراند را در نظر بگیریم؛یک فرد نه تنها با اتصال به روح ملی به خود آگاهی ملی می رسد که در کنار آن به یکی از درجات خود آگاهی فردی وانسانی نیز دست پیدا می کند وهمگام با حرکت روح ملی خود به کمال نزدیک تر می شود .ودر غیر این صورت وعدم پیوند وهمراهی با روح ملت خود تمام تلاشهای فکری وحیاتی او تنها منجربه ازخود بیگانگی ملی فرد و دور شدن از ملت خود (مام میهن)  می گردد.

بهمین دلیل فقط کسی که این خودآگاهی ملی را کسب کرده وبا ملت خود نه به عنوان یک ابژه که به عنوان سوژه برخورد می کند وبا علم ونیروی ذهنی وخلاقانه خود در پی رشد ، اعتلا وبالندگی جامعه خود(وکل جهان ) هستند برازنده عنوان روشنفکر می باشند.(و اگر رسالت تاریخی یک روشنفکر متعهد را شناخت واقعی حیات اجتماعی وفردی وتلاش برای رفع تناقضات ورشد وبالندگی اجتماعی در نظر بگیریم) این عنوان به حق لایق کسانی است که با درک واقعی حیات ملی ملت خود وهمراهی با روح ملی به خود آگاهی ملی می رسند و وظیفه آگاه سازی ملی را بعهده می گیرند.

 

بر گرفته از دو هفته نامه سیاسی – اجتماعی – فرهنگی آرمان


(ارگان رسمی تشکل آرمان)

http://armanazer.blogfa.com

arman.azer@gmail.com

 

 

|+|
نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 20:46
سمبول ها و ملت ها 

سمبول ها و ملت ها

 

 

 

نوید محمدی

دبیر سیاسی تشکل آرمان

سمبول يا نماد،معروف و نمايانگر چيزي مبهم، ناشناخته و پنهان از ماست كه در واقع بيانگر تجربيات دروني و احساس و افكار به شكل پديده هاي حسي و وقايعي در دنياي خارج است.

نمادها در علمهاي نشانه شناسي ،روانشناسي ، دين ،هنرهاي زيبا و ساير حوزه هاي تحقيق معنايي تخصصي دارند.
آنچه ما سمبول مي ناميم عبارت است از يك اصطلاح، يك نام و حتي تصويري كه ممكن است نماينده چيز مأنوسي در زندگي روزانه باشد، با اين حال علاوه بر مفهوم آشكار و معمول خود، معناي تفريحي به خصوص نيز داشته باشد. چون اشياء بيشماري در وراي فهم انساني قرار دارند، ما پيوسته اصطلاحات سمبوليك را بكار مي بريم تا مفاهيمي را نمودار سازيم كه نمي توانيم تعريف كنيم يا بفهميم. از نقوش به جا مانده بر ديواره غارها چنين استنباط مي شود كه وقتي بشر براي اولين بار خواست تا از اشياء موجود در طبيعت نقاشي كند گر چه كافي بود تا آنچه را كه مي بيند عيناً و بدون دخل و تصرف به روي صفحه نقاشي بياورد. استفاده از نقوش تمثيلي، قديمي ترين وسيله اي است كه انسان از آن براي انتقال مفاهيم ذهني خود بهره گرفته است و به موازات بهره گيري از نشانه ها، به دليل آن كه شديداً تحت تأثير وحشت از عوامل طبيعي ناشناخته نظير طوفان، رعد و برق، سيل، زلزله و آتشفشان قرار داشته اند، براي مصون ماندن از اين آفات، شروع به تهية تعويذ و طلسم هايي كرده، به همين اعتبار، بسياري از محققان، هنر را ناشي از اعتقاد انسان هاي اوليه به نيروهاي ماوراءالطبيعه دانسته و اظهار نظر كرده اند كه بشر از هنر براي بنيان ديدگاه هاي مذهبي و معتقدات خود بهره گرفته است.
 تمامي جهان يك سمبول بالقوه است. انسان با تمايلي كه به سمبول سازي دارد اشياء و اشكال را به سمبول ها تبديل مي كند و بدين وسيله، اهميت روان شناسي به سزايي به آنها مي دهد و آنها را هم در مذهب و هم در هنر بصري خويش استفاده و بيان مي كند.
تاريخ سمبوليسم نشان مي دهد كه هر چيز مي تواند اهميت سمبوليك پيدا كند، اشياء طبيعي مانند سنگ ها، گياهان، حيوانات، كوه ها، دره ها، خورشيد، ماه، باد، آتش و آب و يا چيزهايي كه ساخته انسان است مثل خانه، قايق و يا حتي اشكال مجرد مثل اعداد، مثلث، مربع، دايره.» .

راههاي مختلفي جهت نمايش نمادها موجود مي باشد که از آنجمله مي توان به حرکات دست و انگشتان ، مارشها ، اصوات مختلف ،پرچم ، ترسيم نماد در مکانهاي متعدد و حتي خود مکانهاي تاريخي مي تواند براي خود سمبول مفهوم خاصي باشد.

سمبولها مي توانند نشانگر عقايد ديني ، ملي و ايدئولوژيکي باشند.  

هر ملتي با توجه به شرايط ،موقعيت و توانايي هاي خويش و همچنين گذشته خود داراي سمبولهاي خاص خود مي باشد و با توجه به نوع حيات و ارزشهاي خود از اين سمبلها استفاده مي کند.گاه نمايش سمبولها جهت تبليغ سياسي و يا تقويت روح ملي بکار برده ميشود. بدينگونه که اشخاصي با افکار مشترک جهت اضهار افکار خود و يا حفظ يکپارچگي به نمايش سمبولهاي متبوع خود مي پردازند.

 مهمترين و مشهور ترين سمبول هر ملتي پرچم مي باشد علاوه بر پرچم هر ملتي  مي تواند با توجه به عقايد، ارزشها ساير سمبولها را نيز داشته باشد .

مثلا  نمادي که توسط دولت ملي حاکم ارائه مي شود ممکن است با نمادهاي قشر خاصي از ملت با خواسته هاي خاص و يا ملت در حال مبارزه متفاوت باشد. 

ملل در حال مبارزه که بنابه شرايط زمان از حس ملي قوي برخوردارند بيشترين استفاده را از سمبولها مي برند . بخصوص در فضاهاي بسته سياسي که براي اين ملل ايجاد مي شود ايشان مي توانند خود را بدون هيچگونه مکاتبه اي  با نمايش سمبولهای خود بشناسانند. همچنين مي تواننداز سمبولهای خود براي تاثير گذاري بر رفتار يا نظارت بر اهداف استفاده کنند.

موضوع مهم ديگري که در ارتباط با سمبولها و ملتها مطرح مي شود ،قابليت تغيير کاربرد سمبولها مي باشد . بدين طريق که سمبولها ممکن است تعابير خاصي داشته باشند که براي جامعه ارزش تلقي مي شود. اما با مرور زمان اين تعابير که در زمان و مکان خاصي براي جامعه  ارزش تلقي مي شد ،ديگر ارزش محسوب نشود . در چنين شرايطي خواسته ها و ارزشهاي جامعه هستند که براي آن سمبول تعبير مي شوند نه اينکه از تعابير پيشين آن سمبول به موقعيت و ارزشهای آن جامعه برسيم.

مثلا ممکن است ملتي براي خود سمبولي داشته باشد که در ساليان دور نشان ايمان به خدايان و بتها باشد و با گذشت زمان آن ملت به يکتا پرستي روي آورده باشد و لکن امروز نيز از آن سمبول به عنوان فخر ملي استفاده کند. اين سمبول هرگز به عنوان بت پرستي و نفي يکتا پرستي اين ملت تلقي نخواهد گرديد .

بنابراين تخريب سمبولها به دليل اينکه ارزشهاي خود را از دست داده اند بهيچوجه قابل توجيه نيست چرا که اغلبا  آنچه به سمبولهاي ملي ارزش مي دهد سابقه تاريخي آنست. لذا ايجاد سمبولهاي جديد با وجود سمبولهاي تاريخي هيچ توجيهي نداشته و نيازي به اينکار نيز نمي باشد . بلکه می توان با تعريف شفاف از مواضع ملّي مفهوم سمبولهاي ملي را نيز روشن نمود .   

 

بر گرفته از دو هفته نامه سیاسی – اجتماعی – فرهنگی آرمان


(ارگان رسمی تشکل آرمان)

http://armanazer.blogfa.com

arman.azer@gmail.com

 

|+|
نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 20:43