بيانيه تحليلي تشكل آرمان نسبت به مطالب درج شده در يك نشريه دانشگاه
هفته اخير در 32مين شماره از نشريه سبز سرخ (ارگان رسمي بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد تبريز) با انتشار مطلبي تحت عنوان "پنج هزار تومان ، تفرقه" باري ديگر بحث پنج هزار توماني را به جريان انداخت .(بحثي که با انتشار اسکناس پنج هزار توماني که بر روي آن روايتي از پيامبر اسلام به اين مضمون:" دانش اگر در ثريا هم باشد، مرداني از سرزمين پارس بدان دست خواهند يافت"نقل قول شده است.) آنچنان که از تيتر مقاله بر ميآيد و با توجه تعريفي که از بسيج به عنوان تشکلي مبتني بر آموزههاي اسلامي که بر اصولي همچون انسان دوستي و مبارزه با هرگونه تفاخر نژادي استوار است. انتظار ميرفت که در اين مطلب به مذمت دولتمردان بخاطر عملکرد تفرقه انگيزشان پرداخته شود ولي در کمال حيرت با مطالعه آن که نويسنده با عدم هايsmsنايي در طرح مسئله و نتيجهگيري مطالبي پراکنده و بيربط به هم سعي در بروز ناراحتي خود از
اعتراض مردم نسبت به اسكناسهاي پنج هزار توماني شده بود. ايشان در سطور اغازين نوشته خود با اشاره باصطلاح حمله وار توماني ناخواسته به مردمي بودن اين حرکت اعتراف ميکند . چرا که بي شک دوستان و آشنايان ايشان همگي دشمنان اسلام و انقلاب و خائنان وطن!!! نميباشند. ايشان بارها و بارها در نوشته پريشانشان مردم آذربايجان را به نا آگاهي ، آلت دست بودن ، جاهل و مغرض بودن متهم ميکنند و معلوم نيست که آن ملتي که همواره از آن به عنوان ملت شريف و غيور و هميشه در صحنه ياد ميبرند همين ملت هستند يا اين پسوندها فقط براي روزهاي ويژه ميباشند .
ايشان براي اثبات صحت اين حديث به بحار الأنوار ج 1 ص 195 به نقل از قرب الاسناد اشاره ميکنند ولي هيچگاه به راوي بودن حسين بن علوان که از راويان ضعيف بوده و علماي شيعه به روايات وي چندان اعتبار نداده اند و عدم اعتبار لازم اين حديث اشاره نکرده اند . نويسنده در ادامه تمام تلاش خود را در جهت مترادف نمودن پارس با ايران و بالطبع توجيه اينکه منظور از پارس بر روي پنج هزار توماني ها همان ايران است نمودهاند . غافل از اينکه دولتمردان نيز اگر همچون ايشان ميانديشيند به سادگي ميتوانستند کلمه ايران را جايگزين پارس کنند و طعم شيرين برابري تمام اقوام و ملل ايراني بچشانند ولي صدافسوس که بهجاي متوقف نمودن حساسيتهايي همچون تبعيضات فرهنگي ، اقتصادي ،اجتماعي و... تلاششان را بر خفه نمودن تمامي دروازههاي اميد اقوام در جهت توسعه همه جانبه نمودهاند. در قسمت ديگري از اين مطلب نويسنده ، توده مردم آذربايجان را به بياطلاعي محکوم نمودهاند و گويا فراموش نمودهاند که روزگاري که حتي در شهرهاي کوچک آذربايجان مدارس مدرن داير بود و توده مردم با حمايت خويش دوام حيات اين مدارس را تضمين نموده بودند ، در ساير نقاط کشور اثري از مدارس مدرن نبود و همين توده مردم بود که جرقه انقلاب اسلامي را در 29بهمن تبريز زد حال با چه جسارتي اين مردم به بياطلاعي محکوم ميشوند معلوم نيست.
نويسنده در آخرين سطور درحالي که گويا خود را مستاصل از اثبات ادعاهايش ميبيند ، بار ديگر به پيامبررحمت پناه آورده و معترضين را به اهانت و دهن کجي نسبت به ساحت مقدس پيامبر اعظم محکوم مينمايد. ايشان و دوستانشان که همواره خود را تنها وارثين پيامبر بزرگوارمان ميدانند ، هيچ اشارهاي به چگونگي دهنکجي و اهانت به پيامبر اشاره نميکنند و براي ما نيز معلوم نشد که ايشان با چه استنباطي اعتراض به نا مطمئن بودن و يا عدم تفسير مناسب حديث (که بقول ايشان و بر فرض محال پارس مترادف ايران بوده و امروزه اين دو واژه کاملا منفک ميباشند) را توهين به پيامبر اکرم ميدانند . شايد اشاره به اهانتهاي شديد پرسشنامههاي آموزش و پروش دولت کريمه!که بدون هيچ عکس العملي از اين ارگان مواجه نشده خالي از لطف نباشد .
اين مطلب کم حجم و پراکنده اگر چه نتوانسته است هدف خود را بصورتي شفاف تبيين کند ولي نويسنده به هيچوجه نتوانسته خشم و نفرت خود را اعتراضات سالم و مردمي پنهان نمايد .
قابل توجه مسئولين بسيج دانشجويي دانشگاه
در روز 6 آذر سال 85 وقتي درگير همايش شيخ محمد خياباني بوديم .در مقابل سالن با پخش اعلاميههاي تحريک آميز سعي در به هم زدن نظم اين همايش داشتيد. بخوبي ميدانيد که همايشها و برنامههايي که تشکلهاي ديگر ميگيرند 10 درصد هزينهاي تشکل شما را ندارند ولي با اينهمه شايد مشقات فراوان يک مراسم دانشجويي را خوب بدانيد . ولي با اينهمه جهت انتقادات خود بدترين راه را انتخاب کرديد که تنها لايق تشکلهاي لمپني است نه تشکل شما.
بهمين خاطر ازمسئول بسيج دانشجويي دانشگاه و مدير مسئول نشريه سبز و سرخ جناب آقاي رفعتي جهت مناظره رودرروي با دبير تشکل آرمان براي داوري عموم از انتقادات طرفين دعوت بعمل مياوريم.
و اما مسئولين دانشگاه
همگي بخوبي ميدانيم که پنج هزار تومانيهاي دولت پيش از انتشار جنجال و اعتراض را به کشور هديه اوردند. اگر تشکل آرمان پيش از اين به اين مسئله اعتراض ننموده بود دليلي جز عدم دامنزدن به حساسيتهاي ايجاد شده (هر چند به حق) بوده است. همچنين بخاطر حساسيت هاي موجود از تحصن خود در روز 30ارديبهشت چشم پوشي نمود . ولي آيا درک شرايط حساس فقط به عهده تشکلهاي دانشجويي ميباشد ؟
آيا دانشگاه پيش از ما به عملکرد تنش زاي اين نشريه تذکر داده است ؟
رياست دانشگاه که 3 ماه با وعدههاي سرخرمن رفع تعليق تشکلمان را به تاخير انداخته است و مسئول نهاد رهبري که مسبب اصلي تعليق تشکل بودهاند و امروزه اين دو نفر در هيئت نظارت بر تشکلهاعاملين ادامه تعليق تشکل ميباشند عامل تحريک نيستند ؟
کميته انضباطي که در ترم اخير با احضارهاي پياپي فعالين سياسي دانشگاه براي ايشان مشکلات متعددي ايجاد نموده است عانل تحريک نميباشند ؟ همين هيئت نظارت که ماههاست انتخابات کانون وحدت اسلامي را به تاخير انداخته و با ردصلاحيتهاي آنچناني مانع از رشد و تکاپوي اين تشکل ميشود عامل تحريک دانشجويان نميباشد؟
آيا آن مسئول گزينشي که بصورت غيرمسئولانه ،بر پوشش دانشجويان دخالت ميکند (کاري که در صورت لزوم بايد از سوي حراست انجام گيرد) عامل تحريک دانشجويان نميباشند ؟
با تمام اين اوصاف اگر دانشگاه شاهد تحصن عظيم دانشجويي(به عنوان حق مسلم دانشجو)باشد . شرايط حساس را تنها دانشجويان بايد ملاحظه کنند . پس نقش مسئولين دانشگاه در رفع مسائل حساسيت زا چه ميباشد؟
و سخن آخر با استاد گرامي جناب آقاي دکتر جاسبي
آقاي دکتر جاسبي آنچنانکه در بيانيههاي پيشين نيز اشاره نمودهايم دانشگاه آزاد اسلامي تبريز از ضعف شديد مديريتي رنج ميبرد. شايد باورش سخت باشد ولي در دانشگاه ما هر کسي براي خودش رئيس دانشگاه است . چرا که برخي از آقايان که هر چه دلشان ميخواهد ميکنند و آخرسر بعد از پيگيريها عدم اطلاع رئيس دانشگاه مشخص ميشود. لذا از جنابعالي خواهشمند است با تدبير خود معضلات دانشگاهمان را حل کنيد.
تشکل آرمان دانشجو
نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 16:45