تبليغاتX
تشکل آرمان دانشجو
یونس زارعیون در انتظار حکم دادگاه  

یونس زارعیون در انتظار حکم دادگاه

یونس زارعیون

یونس زارعیون ، دبیر تشکل آرمان روز 29 خرداد ماه در جلسه دادگاه حضور یافته و از اتهامات وارده دفاع نمود وی هم اکنون منتظر رای بدوی دادگاه می‌باشد . گفتنی است اتهامات وی تهدید، ارعاب وتوهین به مسئولین دانشگاه است. که قرار است در دادگاه به آنها رسیدگی شود !!!

|+|
نوشته شده توسط آرمان در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 0:10
لجن پراکنی مجدد نشریه میثاق 

در پی بازتاب گسترده بیانیه‌ی اخیر تشکل آرمان و انتشار آن از اخبار 8:30تلویزیون جمهوری اسلامی ایران

لجن پراکنی مجدد نشریه میثاق

نشریه میثاق به مدیر مسئولی اصغر نعلبندپور و سردبیری جلال محمدی در 238مین شماره خود به تاخت علیه تشکل آرمان پرداخت .

متن خبر بدین شرح است :

جو سازی علیه رئیس دانشگاه آزاد تبریز

تشکل تعلیق شده ، در دانشگاه آزاداسلامی تبریز همچنان با انتشار بیانیه و برگزاری اردو فعالیت می‌کند!

تشکل موسوم به آرمان اسلامی که در راستای تفرقه افکنی فعالیت داشت ، به طور قانونی تعلیق شده و پس از ناامیدی از رفع تعلیق به صورت غیرقانونی فعالیت و علیه رئیس این دانشگاه جوسازی می‌کند.با توجه به کارنامه تشکل یادشده عدم لغو مجوز فعالیت آن تعجب برانگیز است.

 

بازتاب گسترده بیانیه‌ی اخیر تشکل آرمان درسایتهای متعدد، خبرگزاریهای رسمی و اخبار8:30 صدا وسیمای جمهوری اسلامی ،موجب ناراحتی و خشم  این نشریه گردیده است.

در این خبر که نام تشکل آرمان دانشجو ،«آرمان اسلامی» عنوان شده است، تشکل آرمان به فعالیتهای تفرقه افکنانه متهم شده است و به ریاست دانشگاه آزاد تبریز دلسوزی شده است . بد نیسن بدانید که مدتهااین نشریه و رئیس دانشگاه با هم اختلاف داشته و مرتبا بر علیه هم تاخت می‌کرده‌اند و دوستی دلسوزی ایشان بر چه اساسی صورت می‌گیرد و چه معاملاتی در پشت پرده انجام می‌پذیرد برای ما معلوم نیست.

اشاره به اردوی پرشکوه تشکل به عنوان  عملی غیرقانونی ناشی از غرض بیمارگونه این نشریه نسبت به تشکل داشته و باید این سوال را پرسید که وقتی خود آقایان با دوستانشان برای گردش به دامن طبیعت می‌روند از کسی اجازه می‌گیرند ؟

در پایان از دست‌اندرکاران این نشریه می‌خواهیم هر چه توان دارند برای لغو مجوز و اعمال فشار به این تشکل فعالیت کنند و ما نیز به راه مقدسمان ادامه خواهیم داد و جز خداوند متعال و خیل عظیم دانشجویان که بارها حمایت خود را از تشکل خودشان نشان داده‌اند از کس دیگری استمداد نخواهیم جست.  

شایان ذکر است در این شماره از میثاق اخبار و تحلیلهایی همچون "کانون تفرقه افکنی به آذربایجان شناسی در دانشگاه تبریز"،"اعتراض جبهه مشارکت زنجان..."(در ارتباط با بیانیه جبهه مشارکت نسبت به ادامه بازداشت سعید متین پور و جلیل غنی لو)،"اکبر اعلمی و حمایت از برهم زنندگان امنیت مردم اذربایجان"و....به چشم می‌خورد و جالب تر اینکه دست اندرکاران نشریه در اثنای تحلیلها و اخبارشان به امر ونهی و خط ونشان کشیدن به افراد و ارگانهایی همچون رئیس قوه قضائیه ،شورای نگهبان ،وزیر دادگستری ،دادگستری آذربایجان شرقی،نمایندگان مجلس ،حزب مشارکت ،خبرگزاری ایلنا ، ریاست دانشگاه تبریز ، معاونت دانشجویی دانشگاه تبریز ، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و...پرداخته‌اند.

|+|
نوشته شده توسط آرمان در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 14:9
دو نماینده تبریز و طرح دو سوال در روز 22 خرداد  

دو نماینده تبریز ، دو سوال در روز 22 خرداد

بخوانید و خودتان قضاوت کنید

امروز ۲۲ خردادماه دو نماینده شهر تبریز ، در مجلس از دو وزیر به طرح سوال پرداختند . برای مقایسه این دو نماینده کافیست متن زیر را بخوانید و بعد برایتان روشن شود که برخی از اقایان که داعیه دار نمایندگی آذربایجان در مجلس می باشند چه کارها که نمی کنند!!!!

خالی از لطف نیست که  یادآوری کنیم جناب اقای تاج الدینی  ورجاوند چند روز پیش مرد.

 

نماينده تبريز از پاسخ وزير كشور در خصوص حوادث خرداد 85 آذربايجان قانع نشد

دکتر اعلمی

تهران- خبرگزاري كار ايران
نماينده تبريز در مجلس هفتم، از پاسخ وزير كشور در خصوص سوال خود در مورد عملكرد نيروهاي امنيتي در حوادث خردادماه 1385 در منطقه آذربايجان قانع نشد.
به گزارش خبرنگار ايلنا، اكبر اعلمي، در جلسه علني امرزو به طرح سوال خود از مصطفي پورمحمدي، وزير كشور، كه با نيم ساعت تاخير در جلسه علني حاضر شد، پرداخت.
اكبر اعلمي، پيش از طرح سوال خود به ذكر مقدماتي پرداخت و گفت: اولا اين سوال در هفتم خرداد سال گذشته تقديم هيات رييسه شد كه در 23 خرداد همان سال با حضور وزير كشور در كميسيون امنيت ملي مطرح و به دليل قانع‌‏كننده نبودن پاسخ وزير، به صحن علني ارجاع شد كه عاقبت پس از يك‌‏سال انتظار، سه هفته قبل در دستور مجلس قرار گرفت؛ ليكن جنابعالي به بهانه مخالفت شوراي عالي امنيت ملي و برخلاف نص صريح قانون اساسي، از حضور در مجلس جهت پاسخ‌‏گويي خودداري كرديد كه اين يك بدعت است.
وي، افزود: يكي از مشاهير معاصر مي‌‏گويد فرق بين حكومت دموكراسي و ديكتاتوري آن است كه در حكومت ديكتاتوري وكلا به ساز دولت مي‌‏رقصند و در حكومت دموكراسي، دولت به ساز وكلا و در هر حال ملت به ساز هر دو بايد برقصد. از آنجا كه طبق قانون اساسي، دولت ما دولت جمهوري است؛ لذا وظيفه دولت است كه از مجلس تبعيت كند نه برعكس.
اعلمي، ادامه داد: جناب آقاي وزير، بدون شك هر دولت و حكومتي مايل است كه شهروندانش را با شرايط و هنجارهاي دلخواه خود تطبيق دهد.
وي، اضافه كرد: قهرا اين امر زماني جامه عمل به خود مي‌‏پوشد كه هر يك از دولت و ملت، به حقوق، وظايف و تكاليف خويش واقف بوده و به آن پايبند باشد؛ لذا دولتي مي‌‏تواند از شهروندان خود انتظار داشته باشد كه به عنوان يك شهروند خوب به تكاليف شهروندي‌‏اش عمل كند كه خود دولت خوبي باشد.
وي، گفت: دولت خوب به دولتي اطلاق مي‌‏شود كه همه تلاش خود را مصروف عمران و آباداني، رفع تبعيض و تحقق عدالت, آزادي, رفاه و آرامش شهروندانش كرده و حقوق شهروندي او را به بهترين وجه تامين كند و باطل را بميراند و حق را زنده نگاه دارد و ضمنا به قول گوستاو لوبون، بهترين طرز حكمومت‌‏ها آن است كه اهانت به كوچك‌‏ترين افراد جامعه، به منزله اهانت به جميع موسسات اجتماعي تلقي شود. در غير اين صورت ممكن است كه در مواردي مردم و اقشار مختلف جامعه بنا به دلايلي خود را با شرايط و هنجارهاي دلخواه دولت كه الزاما هم حق نيست، تطبيق ندهند و به نحوي در مقام اعتراض برآيند و همين امر باعث بروز ناآرامي‌‏ها و شرايط غيرعادي در جامعه شود.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم، ادامه داد: لذا در شرايطي كه وضع جامعه به دليل اعتراضات مردمي از حالت عادي خارج مي‌‏شود، هنر دولت بايد معطوف به بسيج همه امكانات خود براي جهت دادن و هدايت صحيح اعتراضات و همچنين شناسايي علت وقايع و پيشگيري و از بين بردن آنها شود تا اعتراضات و ناآرامي‌‏هاي به وجود آمده سبب سلب امنيت عمومي نشود.
لذا اصل بر اين است كه دولت‌‏ها بستر و زمينه فرياد و اعتراض مردم را به نحو مسالمت‌‏آميزي فراهم كنند تا مردم معترض بتوانند صداي خود را به صورت رسا به ديگران و خصوصا دولت برسانند؛ زيرا شهروندان هر جامعه‌‏اي تا نقطه مشخصي تحمل فشار و ناراحتي‌‏ها را دارند و از آن به بعد را تحمل نمي‌‏كنند و وقتي فشار بالاتر از حد آستانه تحمل باشد و به موقع و با استفاده از ساز و كارهاي مسالمت آميز رفع و يا تقليل نيابد، به انفجار و فاجعه مبدل خواهد شد. لذا نبايد از فرياد و اعتراضات مسالمت‌‏آميز مردم كه در قالب راهپيمايي و اجتماعات تظاهر مي‌‏يابد، هراسيد.
اعلمي، اضافه كرد: در واقع تنها دولت‌‏هايي كه از ملت خود مي‌‏ترسند، سعي مي‌‏كنند كه به بهانه‌‏هاي مختلف با توسل به سركوب، آنها را زبون و ناتوان نگه دارند تا اساسا قدرت و توان اعتراض از آنان سلب شود و قطعا اين پديده با كرامت و ارزش والاي انساني و آزادي توام با مسووليت وي موضوع بند 6 اصل سوم قانون اساسي كه يكي از پايه‌‏هاي نظام جمهوري اسلامي ايران را تشكيل مي‌‏دهد، سازگار نيست.
وي، خطاب به پورمحمدي، گفت: اذعان مي‌‏كنيد كه غيور مردان و شيرزنان ترك زبان و آذربايجانيان با سابقه نيكو و تاريخ درخشاني كه دارند، حق دارند مانند ساير اقوام ايراني به فرهنگ، تاريخ، زبان و ادبيات خود ببالند و صد البته هر گاه به زبان، فرهنگ، تاريخ و باروهاي آنها توهين شود و يا به هر دليلي گرفتار تبعيض شوند، باز حق دارند كه آزرده خاطر شده و آزردگي خود را با توسل به روش‌‏هاي مدني و با استفاده از ظرفيت مذكور در اصل 27 قانون اساسي يعني آزادي راهپيمايي و اجتماعات به نحو مقتضي بيان كنند.
اعلمي، ادامه داد: چنان كه مستحضريد متعاقب چاپ يك كاريكاتور در روزنامه دولتي ايران و با توجه به برخوردهاي تحقير آميز و تبعيض آميز مسبوق به سابقه، احساسات فرزندان دانشجوي اين بخش از ملت ايران جريحه‌‏دار شد و به اين نتيجه رسيدند كه زبان مادري، هويت و اصالت پرافتخار آنها مورد اهانت قرار گرفته است. در چنين وضعيتي اين مردم اگر سكوت مي‌‏كردند، بايد در غيرت و هميت آنان ترديد مي‌‏كرديم. به خوبي بياد داريد كه منشا انقلاب هم يك توهين بود؛ لذا دانشجويان ابتدا در دانشگاه‌‏ها به روش كاملا مدني از طريق برگزاري اجتماعات، اعتراض خود را به هر گونه تحقير و توهين به اقوام ايراني و خصوصا جامعه بزرگ آذربايجاني بيان كردند.
وي، افزود: متاسفانه پاسخ بعضي از ماموران و مسوولان تحت امر شما به اين اعتراضات مسالمت‌‏آميز, هتاكي, ضرب و شتم با قمه و قداره و زنجير و چوب و چماق و در شديدترين وجه آن تيراندازي به سوي مردم بود. همين امر باعث تجري هر چه بيشتر مردم و تسري اين اعتراضات به ساير اقشار و نقاط ديگر شد و متاسفانه برخي از افراد موسوم به يگان ويژه نيروي انتظامي و نيروي مقاومت، با معترضان به بدترين شيوه برخورد كردند و چند نفر كه نوعا وابسته به خانواده‌‏هاي ايثارگر هم بودند، در نقده و يك نفر در مشكن شهر كشته شدند. يك نفر بر اثر تيراندازي مستقيم به صورتش چشمانش را از دست داد و به دليل بي‌‏توجهي در معالجه‌‏اش هم اكنون به كشوري بيگانه پناهنده شده است.
وي، تصريح‌‏كرد: چندين نفر هم به شدت مجروح شدند. بسياري از افراد خانواده‌‏هاي محترم و شريف مورد هتاكي قرار گرفته و در مواردي حريم امن بعضي از خانواده‌‏ها روزانه و شبانه و حتي نيمه شب هتك حرمت شد. نيمه شب وارد برخي از منازل محترمان شدند و مرد خانواده را در برابر ديدگان وحشتزده همسر و پدر و مادر و فرزندانش از رختخواب بيرون كشيده و به همراه خود بردند و متاسفانه مشابه همين وضعيت در اين اواخر در اقليد رخ داد كه اگر به موقع نسبت به تذكرات اينجانب و سوالات مطروحه در كميسيون امنيت واكنش مناسب نشان مي‌‏داديد، شاهد فاجعه‌‏اي كه در اقليد رخ داد، نبوديم.
اعلمي، گفت: لذا با توجه به اين كه جريحه‌‏دار شدن احساسات مردم بر اثر توهين به زبان، فرهنگ، هويت قومي و ملي آنان امري اجتناب ناپذير است و محركي قوي جهت تظاهر اعتراضات به شمار مي‌‏آيد، از طرفي انجام راهپيمايي و تظاهرات به منظور بيان اعتراضات به موضوع مورد اعتراض به روش قانوني و مسالمت‌‏آميز از حقوق مسلم مردم و مصرح در قانون اساسي است و چنانچه اين تظاهرات با خويشتن‌‏داري مسوولان امر و به دور از برخوردهاي تحريك‌‏زا و التهاب آور و همراه با تدبير و درايت مسوولان ذي‌‏ربط حتي حمايت آنان صورت گرفته و محترم شمرده شود، يقينا از پيامدهاي منفي احتمالي آن كاسته و ضمن تخليه فشارهاي روحي و رواني متراكم شده ناشي از عوامل سائق و زمينه‌‏ساز اعتراضات با پايان خوشي همراه خواهد شد.
وي، افزود: متاسفانه اقدامات، اظهارات و تصميم‌‏گيري‌‏هاي ناپخته و بعضا تحريك‌‏كننده برخي از مسوولان سياسي, امنيتي و برخوردهاي خشن، فيزيكي و موهن بعضي از تظاهركنندگان شده و در نتيجه به جرح و قتل تعدادي از شهروندان و تخريب اموال عمومي در برخي از شهرهاي كشورمان نظير تبريز, اروميه, مشكين شهر و نقده منجر شد.
وي، خطاب به وزير كشور، گفت: نظر به اين كه تخريب‌‏كنندگان اموال عمومي از مردم فهيم نبوده و مورد انزجار آنها هستند، چه اقدامي در جهت شناسايي و معرفي آنان به ملت صورت گرفته است؟ مسووليت ضرب و شتم مردم و تيراندازي به سوي آنها كه به جرح و قتل تعدادي از شهروندان منتهي شده، به عهده كيست و با كدام مبنا و مجوز قانوني چنين دستوراتي صادر شده است.
اعلمي، ادامه‌‏داد: با عنايت به اين كه برقراري هرگونه شرايط خاص در شهر مستلزم كسب مجوز از مجلس است، برقراري شرايط خاص تردد در بعضي از شهرها و جلوگيري از رفت و آمد مردم عادي با كدام مبنا و مجوز قانوني صورت گرفته است. مبناي برخي از دستگيري ها چيست و تاكنون چند نفر مجروح و مقتول دستگير شده‌‏اند.
اعلمي، در بخش ديگري از سخنان خود، يادآور شد: آقاي وزير، بنده تعداد انگشت شماري از نيروهايي را كه با زيرپا نهادن قانون در برابر هموطنان خود ايستاده و آنها را مورد ضرب و شتم, تيراندازي و هتاكي قرار مي‌‏دهند را از بقيه نيروها جدا كرده و تاكيد كردم كه بعضي از عوامل وابسته به يگان ويژه بوده و شخصا دست و بازوي همه نيروهاي مسلحي را كه اهتمام خود را صرف حفظ امنيت, آرامش و حقوق ملت ايران كرده‌‏اند, مي‌‏بوسم.
وي، افزود: اي كاش قانون و دستورالعمل مربوط به تيراندازي را يك بار مرور مي‌‏كرديد، در اين صورت پي مي‌‏برديد كه ماموران به هيچ وجه مجاز به تيراندازي به سوي مردم نيستند، مگر آن كه در شرايط ويژه آمر قانون آنها به آنان دستور تيراندازي داده باشد كه در اين صورت نيز آنها فقط مجازند به پايين‌‏تر از كمر تيراندازي كنند و در جريانات آذربايجان اساسا شرايطي به وجود نيامد كه آنها بتوانند از اين مجوز قانوني براي تيراندازي به سوي مردم استفاده كنند.
وزير كشور، پس از طرح سوالات از سوي نماينده تبريز به دفاع از عملكرد وزارت متبوعه پرداخت.
پورمحمدي، گفت: پس از وقوع حادثه تاسف‌‏بار خردادماه سال گذشته در آذربايجان كه به دنبال چاپ كاريكاتوري اهانت آميز رخ داد، يك تيم بازرسي به منطقه اعزام شد.
وي، ادامه داد: اين هيات بازرسي 15 خرداد ماه 85 گزارش مفصلي را به وزارت كشور ارايه دادند كه در اين گزارش بيش از 16 مورد نقاط ضعف شناسايي و به ما تذكر دادند.
وي، ادامه داد: 14 پيشنهاد نيز در اين گزارش وجود داشت.
رييس شوراي امنيت كشور، به نقش مردم آذربايجان در عرصه‌‏هاي مختلف و حضور آنها در تمامي صحنه‌‏هاي كشور تاكيد كرد و گفت: مردم آذربايجان هميشه تاج افتخار ملت ايران هستند.
پورمحمدي، به بخشي از اظهارات اعلمي مبني بر هتاكي, ضربه و شتم، قمه‌‏كشي، تيراندازي نيروهاي امنيتي در آذربايجان تاكيدكرد و گفت: براي حافظان نظم و امنيت كه فرزندان اين كشور هستند، اين تعابير را استفاده نكنيد.
وي، به تلاش‌‏هاي مستمر نيروهاي امنيتي و انتظامي در كشور اشاره كرد و افزود: افزايش ضريب امنيتي در مناطق مختلف كشور مرهون تلاش‌‏هاي اين عزيزان است.
وزير كشور، وقوع حادثه آذربايجان را اتفاقي ناخواسته بيان كرد وگفت: بنده اولين فردي بودم كه در كشور نسبت به وقوع اين حادثه ابراز انزجار كردم.
وي، ادامه داد: بنده اظهار داشتم كه مردم آذربايجان حق داشتند نسبت به انتشار مطلبي در يكي از روزنامه‌‏هاي كشور عكس‌‏العمل نشان دهند.
وي، يادآور شد: اشتباهي "بد و زشت" در يك روزنامه منتشر شد كه آن روزنامه تعطيل و مدير مسوول آن نيز بركنار شد.
وزير كشور، به تلاش‌‏هاي دشمنان پس از وقوع حادثه آذربايجان در كشور تاكيدكرد و اظهارداشت:كشور پس از وقوع اين حادثه تحت فشار جنگ رواني و فتنه‌‏هاي دشمنان قرار گرفت.
پورمحمدي، يادآور شد: برخي كاستي‌‏ها در تدابير پس از وقوع حادثه آذربايجان وجود دارد.
وي، در مورد تعداد دستگيرشدگان در حادثه آذربايجان، گفت: يك هزار و 825 نفر در آن زمان دستگير شدند؛ البته برخي افراد دستگيرشده مقصر نبودند كه آزاد شدند.
وزير كشور، افزود: با شناسايي و اطلاعاتي كه از قبل نسبت به دستگيرشدگان داشتيم, حدود 135 نفر از عناصر اصلي، محركان و اغتشاش‌‏كنندگان با تشكيل پرونده به محاكم قضايي تحويل داده شده‌‏اند كه هم اكنون در حال گذراندن محكوميت هستند.
پورمحمدي، يادآور شد: در حادثه آذربايجان در سال 85, 104 باب از اماكن عمومي و 142 باب از اماكن دولتي مورد آسيب قرار گرفت.
رييس شوراي امنيت كشور، ادامه داد: 215 نفر از ماموران امنيتي و انتظامي و 183 نفر از مردم نيز در اين حادثه مجروح شدند.
پورمحمدي، افزود: 5 نفر از مجروحان بر اثر جراحات وارده بر اثر اصابت گلوله نيز فوت كردند.
وي، در پاسخ به سوال ديگر اعلمي مبني بر اين كه مسووليت ضرب و شتم مردم آذربايجان و تيراندازي با آنها بر عهده كيست, اظهار داشت: حفاظت از نظم عمومي دستور ويژه‌‏اي نمي‌‏خواهد. فرمانده امنيتي مكلف است اقدامات مشكوك را مديريت كند.
وي، يادآور شد: براساس دستورالعملي اگر به اماكن طبقه‌‏بندي شده حمله شود, فرمانده امنيتي مجاز به بكارگيري سلاح در برخورد با حمله‌‏كنندگان است.
رييس شوراي امنيت كشور، يادآور شد: البته تاكيد شده كه از سلاح گرم نيروهاي امنيتي و انتظامي به هيچ وجه استفاده نكنند، مگر در شرايطي كه بايد از اماكن طبقه‌‏بندي حفاظت شود.
پورمحمدي، تاكيدكرد: مديريت اغتشاش, ايجاد امنيت و برخورد با اغتشاش‌‏گران وظيفه ماموران است. ما تاكيد داريم سعي كنند با تدابير دقيق و هوشمندانه و بدون به كارگيري فشار و عوامل قهري وتيراندازي صحنه را آرام كنند.
وزير كشور، گفت: نيروهاي امنيتي و انتظامي در آن اغتشاش از برقراري هر گونه تجمع جلوگيري كردند.
وي، در عين حال يادآور شد: چند ساعتي مقررات عبور و مرور در آن شهرها اجرا شد كه سريعا پايان يافت.
پورمحمدي، در خصوص اقدامات انجام شده اين وزارتخانه پس از وقوع حادثه آذربايجان، گفت: پس از اين كه تيم بازرسي گزارشي مفصل را به بنده ارايه دادند, براي اولين بار كارگاه آموزشي براي اعضاي شوراي تامين استان‌‏ها در تهران برگزار شد.
وي، با بيان اين كه اعضاي اين شورا از برگزاري اين كلاس استقبال كردند, افزود: پس از آن براي شوراي تامين شهرستان‌‏ها اين كارگاه برگزار شد.
وي، ادامه داد: كارهاي زيادي حين و پس از وقوع اين حادثه توسط اين وزارتخانه انجام شد تا ديگر چنين حوادثي در كشور تكرار نشود.
وزير كشور، خطاب به نمايندگان مجلس، گفت: در مسايل اجتماعي بايد تشريك مساعي كرد. آشوب و حادثه‌‏اي به ناحق و اهانت‌‏آميز صورت گرفت. آيا بايد اجازه دهيم كه اين آشوب به بحران اجتماعي تبديل شود يا با خاطيان برخورد شود.
وي، به اعلمي گفت: خوب است شما بيان كنيد كه چه تلاشي براي آرام‌‏سازي آذربايجان انجام داديد؟ مطمئنا در دعوا حلوا پخش نمي كنند.
وي، تاكيدكرد: همه افتخار ما اين است كه خاكسار و خدمتگزار مردم هستيم.
اعلمي، پس از اين اظهارات وزير كشور اعلام كرد كه قانع نشده است و مقرر شد اين سوال براي رسيدگي بيشتر به كميسيون تخصصي مجلس ارجاع شود.

 

نماينده تبريز در مجلس هفتم:
وزير امور خارجه دليل تغيير نام درياي مازندران به نام مجعول خزر را توضيح دهد

تهران- خبرگزاري كار ايران



نماينده تبريز در مجلس هفتم، در سوالي از وزير امور خارجه، دليل تغيير نام ايراني درياي مازندران، به نام مجعول و غير ارزشي خزر را خواستار شد.


به گزارش خبرنگار ايلنا، محمدرضا ميرتاج الديني، نماينده تبريز، در سوالي از متكي پرسيده است: چرا وزارت امور خارجه براي حفظ و دفاع از نام ايراني آن در محافل بين‌‏المللي اقدامي به عمل نياورده است.
وي، در ادامه سوال كرده است: درياي شمال ايران، از دير زمان به يكي از نام‌‏هاي ايراني معروف بوده است و در آثار اغلب مورخان معروف ايراني، از اين دريا به نام تبرستان (طبرستان) يا درياي مازندران نام برده شده كه در اسناد و دايره المعارف‌‏هاي معتبر نيز هر دو نام مهر تاييدي بر ايراني بودن اين دريا در طول تاريخ بوده است.
وي، افزود: اين دريا به نام مازندران ثبت و شناخته شده است. از جمله در اسنادي در موسسات معتبر روسيه كه توسط نوجين زيس، براي اولين بار آن را در قرن دوازدهم ثبت كرده، تاكيد شده كه ايرانيان آن را قرن‌‏ها درياي تبرستان مي‌‏خواندند؛ ولي چون واژه مازندران ميان بوميان تبرستان جايگزين شده، آن را درياي مازندران مي‌‏خوانند. همچنين، در ميان دانشمندان اسلامي درياي مازندران بروي نقشه‌‏ها ثبت مي‌‏شده است. گذشته از آن، نام‌‏هاي ايراني ديگري هم داشته كه از اسامي سواحل اين دريا اتخاذ و كلا نام‌‏هاي ايراني بوده است.
ميرتاج الديني، ادامه داده است: در هيچ كدام از نام‌‏هاي قديمي، نام خزر نبوده و از دوره قاجار اين نام مجعول و غير ايراني، وارد اسناد رسمي از جمله قراردادهاي ننگين گلستان و تركمنچاي شده است.
وي، تاكيد كرد: خزر، نامي است برگرفته از قوم خزر كه در بخش شمالي اين دريا ساكن شده‌‏اند و قومي غيرايراني، ستيزه‌‏جو و مهاجم بوده‌‏اند و هر از گاهي به شهرهاي ايران، ارمنستان و آذربايجان كه جزو قلمرو ايران بودند، هجوم مي‌‏آوردند. اين قوم كه بعدها به يهوديت گرويدند، حتي بعد از ظهور اسلام عليه ايران و ايرانيان جنگ‌‏هاي خونين به راه انداخته و در هزار سال پيش، درسده دهم ميلادي به دست روس‌‏ها نابود شدند و بازماندگان آنها منطقه را ترك كرده و امروزه بسياري از يهوديان آمريكا و اروپاي شرقي از اخلاف همان خزران يهودي هستند.
نماينده تبريز در مجلس هفتم، در پايان خطاب به وزير امو خارجه، سوال كرد: حال با اين اوصاف چرا اين دريا را به نام چنين قومي ناميده‌‏اند و علل و عوامل اين تغيير چه بوده است؟ و به چه دليلي اصرار به استفاده از اين نام مجعول و غير ايراني وجود دارد؟ و براي اصلاح آن چه اقدامي كرده‌‏ايد و چه برنامه اي داريد؟ براي دفاع از نام ايراني در محافل بين‌‏المللي چه برنامه‌‏اي داريد؟
پايان پيام

|+|
نوشته شده توسط آرمان در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 23:36
انعکاس بیانیه تشکل آرمان در خبرگزاری ایلنا 

تشكل آرمان دانشگاه آزاد تبريز به نحوه مديريت اين دانشگاه اعتراض كرد

تهران- خبرگزاري كار ايران

تشكل آرمان دانشگاه آزاد تبريز در بيانيه‌‏اي به نحوه مديريت اين دانشگاه اعتراض كرد.
به گزارش "ايلنا"، در اين بيانيه با اشاره به ادامه تعليق تشكل آرمان، آمده است: آيا رياست دانشگاه كه سه ماه با وعده‌هاي سر خرمن رفع تعليق تشكل‌‏مان را به تاخير انداخته است و مسؤول نهاد رهبري دانشگاه كه مسبب اصلي تعليق تشكل بوده‌اند و امروزه اين دو نفر در هيأت نظارت بر تشكل‌‏ها عاملان ادامه تعليق تشكل هستند، عامل تحريك دانشجويان نيستند؟ كميته انضباطي كه در ترم اخير با احضارهاي پياپي فعالان سياسي دانشگاه براي ايشان مشكلات متعددي ايجاد كرده است، عامل تحريك نيست؟ همين هيأت نظارت كه ماه‌‏هاست انتخابات كانون وحدت اسلامي را به تأخير انداخته و با ردصلاحيت‌‏هاي آنچناني مانع از رشد و تكاپوي اين تشكل مي‌‌شود عامل تحريك دانشجويان نيست؟ آيا آن مسؤول گزينشي كه به صورت غيرمسؤولانه، بر پوشش دانشجويان دخالت مي‌كند (كاري كه در صورت لزوم بايد از سوي حراست انجام گيرد) عامل تحريك دانشجويان نيست؟
اين بيانيه مي‌‏افزايد: با تمام اين اوصاف اگر دانشگاه شاهد تحصن عظيم دانشجويي (به عنوان حق مسلم دانشجو) باشد، شرايط حساس را تنها دانشجويان بايد ملاحظه كنند. پس نقش مسؤولان دانشگاه در رفع مسايل حساسيت‌‏زا چيست؟
در بيانيه تشكل آرمان خطاب به جاسبي، رييس دانشگاه آزاد اسلامي آمده است: آنچنان كه در بيانيه‌هاي پيشين نيز اشاره كرده‌ايم دانشگاه آزاد اسلامي تبريز از ضعف شديد مديريتي رنج مي‌برد. شايد باورش سخت باشد ولي در دانشگاه ما هر كسي براي خودش رييس دانشگاه است چراكه برخي از آقايان هر چه دلشان مي‌خواهد مي‌كنند و آخر سر بعد از پيگيري‌‏ها، عدم اطلاع رييس دانشگاه مشخص مي‌شود. لذا از جنابعالي خواهشمنديم با تدبير خود معضلات دانشگاهمان را حل كنيد.
پايان پيام

کد خبر: 426521

|+|
نوشته شده توسط آرمان در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 21:5
بيانيه تحليلي تشكل آرمان نسبت به مطالب درج شده در يك نشريه دانشگاه 

 

بيانيه تحليلي تشكل آرمان نسبت به مطالب درج شده در يك نشريه دانشگاه

 

هفته اخير در 32مين شماره از نشريه سبز سرخ (ارگان رسمي بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد تبريز) با انتشار مطلبي تحت عنوان "پنج هزار تومان ، تفرقه" باري ديگر بحث پنج هزار توماني را به جريان انداخت .(بحثي که با انتشار اسکناس پنج هزار توماني که بر روي آن روايتي از پيامبر اسلام به اين مضمون:" دانش اگر در ثريا هم باشد، مرداني از سرزمين پارس بدان دست خواهند يافت"نقل قول شده است.) آنچنان که از تيتر مقاله بر‌ مي‌آيد و با توجه تعريفي که از بسيج به عنوان تشکلي مبتني بر آموزه‌هاي اسلامي که بر اصولي همچون انسان دوستي و مبارزه با هرگونه تفاخر نژادي استوار است. انتظار مي‌رفت که در اين مطلب به مذمت دولتمردان بخاطر عملکرد  تفرقه انگيزشان پرداخته شود ولي در کمال حيرت با مطالعه آن که نويسنده با عدم هايsmsنايي در طرح مسئله و نتيجه‌گيري مطالبي پراکنده و بي‌ربط به هم سعي در بروز ناراحتي‌ خود از

اعتراض مردم نسبت به اسكناسهاي پنج هزار توماني شده بود.  ايشان در سطور اغازين نوشته خود با اشاره باصطلاح حمله وار توماني ناخواسته به مردمي بودن اين حرکت اعتراف مي‌کند . چرا که بي شک دوستان و آشنايان ايشان همگي دشمنان اسلام و انقلاب و خائنان وطن!!! نمي‌باشند. ايشان بارها و بارها در نوشته پريشانشان مردم آذربايجان را به نا آگاهي ، آلت دست بودن ، جاهل و مغرض بودن متهم مي‌کنند و معلوم نيست که آن ملتي که همواره از آن به عنوان ملت شريف و غيور و هميشه در صحنه ياد مي‌برند همين ملت هستند يا اين پسوندها فقط براي روزهاي ويژه مي‌باشند .                                                                                                                                                     

ايشان براي اثبات صحت اين حديث به  بحار الأنوار ج 1 ص 195 به نقل از قرب الاسناد اشاره مي‌کنند ولي هيچگاه به راوي بودن حسين بن علوان که از راويان ضعيف بوده و علماي شيعه به روايات وي چندان اعتبار نداده اند و عدم اعتبار لازم اين حديث اشاره نکرده اند . نويسنده در ادامه تمام تلاش خود را در جهت مترادف نمودن پارس با ايران و بالطبع توجيه اينکه منظور از پارس بر روي پنج هزار توماني ها همان ايران است نموده‌اند . غافل از اينکه دولتمردان نيز اگر همچون ايشان مي‌انديشيند به سادگي مي‌توانستند کلمه ايران را جايگزين پارس کنند و طعم شيرين برابري تمام اقوام و ملل ايراني بچشانند ولي صدافسوس که به‌جاي متوقف نمودن حساسيت‌هايي همچون تبعيضات فرهنگي ، اقتصادي ،اجتماعي و... تلاششان را بر خفه نمودن تمامي دروازه‌هاي اميد اقوام در جهت توسعه همه جانبه نموده‌اند. در قسمت ديگري از اين مطلب نويسنده ، توده مردم آذربايجان را به بي‌اطلاعي محکوم نموده‌اند و گويا فراموش نموده‌اند که روزگاري که  حتي در شهرهاي کوچک آذربايجان مدارس مدرن داير بود و توده مردم با حمايت خويش دوام حيات اين مدارس ‌را تضمين نموده بودند ، در ساير نقاط کشور اثري از مدارس مدرن نبود و همين توده مردم بود که جرقه انقلاب اسلامي را در 29بهمن تبريز زد حال با چه جسارتي اين مردم به بي‌اطلاعي محکوم مي‌شوند معلوم نيست.                                       

     نويسنده در آخرين سطور درحالي که گويا خود را مستاصل از اثبات ادعاهايش مي‌بيند ، بار ديگر به پيامبررحمت پناه آورده و معترضين را به اهانت و دهن کجي نسبت به ساحت مقدس پيامبر اعظم محکوم مي‌نمايد. ايشان و دوستانشان که همواره خود را تنها وارثين پيامبر بزرگوارمان مي‌دانند ، هيچ اشاره‌اي به چگونگي دهن‌کجي و اهانت به پيامبر اشاره نمي‌کنند و براي ما نيز معلوم نشد که ايشان با چه استنباطي اعتراض به نا مطمئن بودن و يا عدم تفسير مناسب حديث (که بقول ايشان و بر فرض محال پارس مترادف ايران بوده و امروزه اين دو واژه کاملا منفک مي‌باشند) را توهين به پيامبر اکرم مي‌دانند . شايد اشاره به اهانتهاي شديد پرسشنامه‌هاي آموزش و پروش دولت کريمه!که بدون هيچ عکس العملي از اين ارگان مواجه نشده خالي از لطف نباشد .                                                                                                                                                  

اين مطلب کم حجم و پراکنده اگر چه نتوانسته است هدف خود را بصورتي شفاف تبيين کند ولي نويسنده به هيچوجه نتوانسته خشم و نفرت خود را اعتراضات سالم و مردمي پنهان نمايد .                                                                                                                                    

قابل توجه مسئولين بسيج دانشجويي دانشگاه

در روز 6 آذر سال 85 وقتي درگير همايش شيخ محمد خياباني بوديم .در مقابل سالن با پخش اعلاميه‌هاي تحريک آميز  سعي در به هم زدن نظم اين همايش داشتيد. بخوبي مي‌دانيد که همايش‌ها و برنامه‌هايي که تشکلهاي ديگر مي‌گيرند 10 درصد هزينه‌اي تشکل شما را ندارند ولي با اينهمه شايد مشقات فراوان يک مراسم دانشجويي را خوب بدانيد . ولي با اينهمه جهت انتقادات خود بدترين راه را انتخاب کرديد که تنها  لايق تشکلهاي لمپني است نه تشکل شما.                                                                                              

بهمين خاطر ازمسئول بسيج دانشجويي دانشگاه و مدير مسئول نشريه سبز و سرخ جناب آقاي رفعتي جهت مناظره رودرروي با دبير تشکل آرمان  براي داوري عموم از انتقادات طرفين دعوت بعمل مي‌اوريم.  

 

 

و اما مسئولين دانشگاه

همگي بخوبي مي‌دانيم که پنج هزار توماني‌هاي دولت پيش از انتشار جنجال و اعتراض را به کشور هديه اوردند. اگر تشکل آرمان پيش از اين به اين مسئله اعتراض ننموده بود دليلي جز عدم دامن‌زدن به حساسيت‌هاي ايجاد شده (هر چند به حق) بوده است. همچنين بخاطر حساسيت هاي موجود از تحصن خود در روز 30ارديبهشت چشم پوشي نمود . ولي آيا درک شرايط حساس فقط به عهده تشکلهاي دانشجويي مي‌باشد ؟     

آيا دانشگاه پيش از ما به عملکرد تنش زاي اين نشريه تذکر داده است ؟                                                                                                         

رياست دانشگاه که 3 ماه با وعده‌هاي سرخرمن رفع تعليق تشکلمان را به تاخير انداخته است و مسئول نهاد رهبري که مسبب اصلي تعليق تشکل بوده‌اند و امروزه اين دو نفر در هيئت نظارت بر تشکلهاعاملين ادامه تعليق تشکل مي‌باشند عامل تحريک نيستند ؟                                                                                                                                                         

کميته انضباطي که در ترم اخير با احضارهاي پياپي فعالين سياسي دانشگاه براي ايشان مشکلات متعددي ايجاد نموده است عانل تحريک نمي‌باشند ؟  همين هيئت نظارت که ماههاست انتخابات کانون وحدت اسلامي را به تاخير انداخته و با ردصلاحيتهاي آنچناني مانع از رشد و تکاپوي اين تشکل مي‌‌شود عامل تحريک دانشجويان نمي‌باشد؟                                                                                                                        

آيا آن مسئول گزينشي که بصورت غيرمسئولانه ،بر پوشش دانشجويان دخالت مي‌کند (کاري که در صورت لزوم بايد از سوي حراست انجام گيرد) عامل تحريک دانشجويان نمي‌باشند ؟                                                                                                                                     

با تمام اين اوصاف اگر دانشگاه شاهد تحصن عظيم دانشجويي(به عنوان حق مسلم دانشجو)باشد . شرايط حساس را تنها دانشجويان بايد ملاحظه کنند . پس نقش مسئولين دانشگاه در رفع مسائل حساسيت زا چه مي‌باشد؟                                                                                         

 و سخن آخر با استاد گرامي جناب آقاي دکتر جاسبي

آقاي دکتر جاسبي آنچنانکه در بيانيه‌هاي پيشين نيز اشاره نموده‌ايم دانشگاه آزاد اسلامي تبريز از ضعف شديد مديريتي رنج مي‌برد. شايد باورش سخت باشد ولي در دانشگاه ما هر کسي براي خودش رئيس دانشگاه است . چرا که برخي از آقايان که هر چه دلشان مي‌خواهد مي‌کنند و آخرسر بعد از پيگيريها عدم اطلاع رئيس دانشگاه مشخص مي‌شود. لذا از جنابعالي خواهشمند است با تدبير خود معضلات دانشگاهمان را حل  کنيد.                                                                                                                                     

 

 

 

 

 

تشکل آرمان دانشجو

 

|+|
نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 16:45
یونس زارعیون برای سومین بار به دادگاه شعبه 115 احضار شد . 

یونس زارعیون ، دبیر تشکل آرمان برای سومین بار به دادگاه شعبه 115احضار گردید.

شاکی این پرونده یکی از کارمندان دانشگاه آزاد می‌باشد که با تحریک عده‌ای از مخالفان تشکل اقدام به شکایت نموده است و خود نیز در قبال درخواست دانشجویان مبنی بر رضایت در این پرونده ، بر اعمال فشار عده‌ای از همکاران اشاره نموده است.

شایان ذکر است قضیه شکایت وی به امتحانات ترم پیش مربوط می‌شود که در یک درگیری کذائی با زارعیون صورت گرفت.گفتنی است که از بدو تاسیس تشکل هر ترم بطور متوالی مشتری ثابت کمیته انظباطی بوده است و از رئیس دانشگاه و رئیس کمیته انظباطی گرفته تا عمله دانشگاه  بخاطر برهم زدن جو عمومی دانشگاه و تحریک دانشجویان از وی شکایت نموده‌اند.

 

 

|+|
نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 3:14
دومین اردوی سیاحتی- تشکیلاتی تشکل آرمان برگزار گردید 

    دومین اردوی سیاحتی- تشکیلاتی تشکل آرمان برگزار گردید

اردوی تشکل آرمان

دومین اردوی سیاحتی –تشکیلاتی تشکل آرمان در ترم جاری  با حضور قریب به 100نفر از اعضای فعال تشکل در روز دهم خرداد در مناطق خوش آب وهوای  اطراف ورزقان برگزار گردید.

در این اردو علاوه بر اجرای قطعات هنری-فرهنگی متعدد  وشعرخوانی ، دانشجویان موفق به برگزاری جلسه بحث سیاسی شدند. در پایان این روز بیاد ماندنی ،اعضای تشکل با تاکید بر جبران روزهایی که محروم از فعالیتهای علنی و رسمی بودند به مدافعه از آرمانهای تشکل پیمان بستند.

 

|+|
نوشته شده توسط آرمان در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 3:36