شکوه کنسرتهای موسیقی و باز اندیشی ((reflecton انسان حرکت ملی ما(اذربایجان)
یونسی زارعیون araz_axarsoo@yahoo.com
شاید بهترین مثال برای حضور انسان حرکت ملی ما در کنسرتها ومیادین ورزشی و.....هر انجا که میتواند حضور داشته باشد مثال تر اژدی اد یپوس باشد تراژدی که شالوده ان بر دانایی وخرد است . در تابلوی ا د یپوس واسفینکس اثر گوستاومورو هنگامی که هیولا (اسفینکس) بر سینه واندام ادیپوس مینشیند ادیپوس با اعتماد به نفسی که ریشه در اعتقادات او داشت چشم در چشم هیولا می افکند وبر او تاثیر گذاشته واو را به تردید می افکند . و بر او پیروز میشود. و بد ینسان او به قلمرو ژرفترین دردها و احساسات انسانی در تاریخ هنر وارد میشود .
نیچه پس از مطالعه این اسطوره میگوید هنگامی که نتیجه دانایی شکست دانایی است به چه میتوان روی اورد ؟ به موسیقی تنها هنری است که رها یی میبخشد .
نظریه ای است در علوم سیاسی که جنبش ها و حرکت های سیاسی و انقلا بها را منصوب به طبقه متوسط میداند حال اگر در این مقاله نظریه فوق را قبول کنیم در شنا خت و معرفی طبقه متوسط فاکتورهایی چون طبقای با در امد نسبتا خوب ـ طبقه ای که کتاب می خواند سینما می رود ـ موسیقی روشنفکرانه گوش می ودهد و در واقع نز دیکترین طبقه به گروه الیت یا نخبه است .
حال با توجه به تعاریف فوق این نکته را مد نظر قرار میدهم در عرض کمتر از یک ماه در دو شهر بزرگ تهران و تبریز دو گروه مشهور داخلی ویک گروه از باکو به اجرای موسیقی اذربایجانی پرداختند که علی رغم عدم تبلیغ این کنسرتها بر خلاف معمول گروهای موسیقی فارسی که حتی قطع برق سالن نیز تیتر صفحه اول روزنامه ها میشود سیل عظیمی از مشتاقان این موسیقی سالنهای بزرگ کشور را پر کرده بود .
روشنفکان دهه های پیش با گوش دادن به موسیقی خارجی تیپ روشنفکری و انرژی خود را از ان میگرفتند
بتهون یکی از این اهنگسازان بود که اکثر روشنفکران با توجه به سمفونی هفتم او (که در ان شکست ناپلون بنا پارت همچون یک ضد قهرمان وسرکوب گر ازادی انسانها جشن گرفته میشود) همچو نواهای ریتمیک ملودی افکار روشنفکر را میساخت و او ایدو یولوژی مبارزه را از ان میگرفت حال دوران عوض شده وموسیقی که زمانی به سخره گرفته میشد وهمیشه در تحقیر وحذف ان از ذهن انسانها تلاش میشد اکنون با مضامین متحول کننده همه انسانها یی را که به جرات میتوان گفت به شناخت جهان و جامعه خود نایل امده اند وبه خود اگاهی انسانی خوش واقفند را سا عتها بر سر جا میخ کوب میکند وموجی از عواطف پاک انسانی را با احساس ناسیو نالیستی پیوند میزند انسانهایی که برای ادامه مبیارزه خود بخشی از سوخت موتور حرکت سیا سی خود را از منبع عظیم و الهام بخش موسیقی می گرفتند .
اری اگر دیروز منبع الهام بتهون با با شکست ناپلون بود امروز انسان حرکت ملی الهامش را از اوپرای کور اوغلی و مو غام می گیرد. این اثر مربوط به قرن هفدهم میبا شد که از اثر محمد سعید اردو بادی نویسنده شهیر اذر بایجان که در جر یان انقلاب مشروطه دوش به دوش مردم تبریز با استبداد مبارزه می کرد م اقتباس شده است و داستان مبارزه مردم اذر بایجان را بر علیه فیو دالیسم وکسب ازادی به تصویر میکشد شالودهای از اندیشه های انسانی مشخص و در خشان بودن نقشها وشخصیتهایی چون نیگار موسیقی درا ماتیک کو اوغلی را در ردیف به ترین های اپرای دنیا قرار داده است
پرده پنجم این اثر بد یع با موسیقی عجیب و نافذی اغاز می شود سه جا رچی یکی بعد از دیگری جار می زنند ومردم را برای دیدن صحنه اعدام کو راغلی فرا می خوانند ولی پچ پچی بین مر دم اغاز میشود و اند ک اندک تبدیل به فریاد می شودو موسیقی که در پی ا ن شنیده می شود شاهکار زنده یاد اوزییر است که وحشت وحراس خشم و غضب و نفرت مردم به طرز عجیبی را در ان به تصویرکشیده است سخنرانی نیگار نماینده زن وفادار اذر بایجانی با ندای موسیقی جان میگیرد ودر این صحنه قهرمان کور اغلی از راه می رسد معجزه حاجی بی اوف به اوج می رسد همهمه و استقبال مردم با موسیقی کوبنده انسان شنونده را در جای خود میخکوب میکند و سخنان کور اوغلی و نیگار تمام احساسات قهرمانانه و قهر مان پر ورانه انسان شنونده را بیدار میکند . و سپس رقص و مارش با عظمتی همه ما را با خود به دنیای ان مردمان مبارز و پاک می برد وهمه ما را به طرز جادویی در شادی انها شریک میکند و پایان یک مبا رزه باشکوه در اوپرا واغاز یک زندگی ازاد و پر با ر فرا می رسد .
کروه دالغا اسم کنسرت خود را در تهران ساری گلین گذاشته بود و سایتها و روزنامه های محلی بعد از کنسرت با تیتر (ساری گلین شش هزا ر نفر را به تالار بزرگ کشور کشاند ) شادی و هم تعجب خود را انعکاس دادند. در تبریز نیز احترام حسین اوف ماهنی ساری گلین را اجرا نموده بود که با تشویق ممتد حاضری ن مواجه شده بود طبق اساطیر خاقهای ترک ساری گلین سمبول خورشید است وخو رشید نیزنماد روشنایی و برکت و رشد وشکوفایی است بر اساس این اسطوره خورشید در هزاره سوم دزدیده میشود ساری گلی ن رقصی نیز دارد که بطور ارام وریتمیک4/3 اجرا میشود اجرا به این صورت است که شخص اجرا کننده دست های خود را با حالت خاصی به اسمان برده و بطور نمادین در حال اوردن خورشید به زمین است .افسانه ساری گلین نمود حسرت انسان اذربایجانی است که همواره برای روشنایی تلا ش میکند این افسانه در طول قرنها سینه به سینه نقل شده است .حس حسرت در ساز اشیق های اذر بایجان نیز نمود پیدا کرده است چنگیز مهدی پور نقل میکند که پس از اجرت در یکی از کشورهای غربی استاد موسیقی خارجی پیش او امده وگفته بود من از ملیت شما اگاهی ندارم وکشور شما را نمی شناسم اما در صدای ساز شما سرزمینی با کوهها ی سر به فلک کشیده و دشتهای وسیع با صدای اسب شنیدم مردمان شما علا قه زیادی به اسب دارند وهم اکنون در رنج و عذاب زندگی میکنند. اری اگر اپرای بتهون حامل شکست دیکتاتور است موسیقی اذر بایجان حامل پیامهای اصیل انسانی برای جوامع بشری است در تبریز بعد از اجرای احترام ابگول دیگر خواننده جوان اذر بایجان با قطعه ای از حیدر بابا اثر جاوید استاد شهر یار در تکمیل مثلث عشق وطن ـ ارزوـ حسرت انسانی قام بر داشت که برای گرفتن روحیه ادامه حیات از صدای انقلابی و شور افرین موسیقی اذر بایجانی انجا امده بودند .
حیدر بابااایلدیریملار شاخاندا سئلر سولار شاقلدیب اخاندا
سلام اولسون شوکتوز ایلوز منیمده بیر ادیم گلسین دیلیزه
شهریار در این بیت از لحظه ای انقلابی که در طبیعت اتفاق می افتد اغاز می کند
حیدر بابا گون سینوی داغلاسین اوزون گولسون بولاقلارین اغلاسین
اوشاقلارین بیر دسته گول باغلاسین یئل گلنده ویر گتیر سین بو یانا
بلکه منیم یاتمیش بختیم اویانسین
و با سلام به شوکت وبزگی ایل خود به فراوانی طبیعت میرسد . از حیدر بابا میخواهد تا نام او را در لحظات خوشی و شاد ی وانقلاب طبیعت به یاد داشته باشند. وبعد نیز از خورشید ارزوی گرمی و شادکامی میکند و اخر قطعه را با حسرت تمام میکند .(اب ـ بادـ رعدوبرق ـ خورشید )هر یک جایگاهی سمبولیک در اساطیرخلقهای ترک دارند تاریخ ادیرین اذربایجان وفرهنگ عمومی مردم با سمبولهای فوق عجین شده است با امیزش موسیقی ناب اذربایجان نمادی از جوشش وحسرت ودر موازات ان بازشناسی انسان اذربایجانی است که در مقابل این شکوه دو طرفه میایستد
حال بعد از اجرای حسرت ساری گلین و انقلاب وجوشش حیدر بابا که با تشویق ممتد حاضرین مواجه میشود سالن یک صدا شکسته قره باغ را فریاد میزند حسی که زیباترین احساس ادمی است ناستا لوژی را حسرت برای وطن ویاد کردن وطن ویا با بیانی بهتر حسرت برای خاک مادری خاکی که انسان از ان دور شده و ارزوی بازگشت به ان رامیکند معنی کرده اند .
قره باغ سرزمین افسانه ای که هم اکنون اشغال شده سرزمینی که موسیقی اذربایجان مدیون ان است تکمیل کننده مثلث احساسات انسانی میشود . قره باغ اجرا میشود وانسان حرکت ملی سزشار از شوق و شور که شالوده ان موسیقی اسرار امیز اذربایجان است خود را میباد و به باز شناسی دوباره خود دست میزند شناخت به معنای نو که نتیجه ان دیگر گون ساختن خویشتن سوژه است به این معنی که شکل ویزهای از شناخت در اسلوب انسان حرکت ملی رخ میدهد اینج انسان اذربایجانی برای شناخت خود و وضعی که در ان قرار دارد هرگز نمی تواند با خود هما نست( identical ) بماند
زیرا خو یشتنی که کار شنا ختن را انجام میدهد ونیز خوشتنی که شناخته میشود هم اکنون با ان چه در قبل بودند فرق دارند حال باید دانست که این کونه شناخت مردم و یا همان سوژه ها را به تا مل و را ه چاره برای دگرگون کردن وضع خویش سوق میدهد . جریان فوق خود به خود بصورت یک نیروی اجتماعی یا سیاسی در میاید وبه جای انکه سوزه ها در یک فراین مصرفی به فکر موقعیت مادی یا تفکر در باره ان باشند و مغز خود را در حالت انتزا عی قرار دهند شناخت به مصا به یک رویداد تاریخی رخ میدهد که در ای فرایند دیالکتیکی شناختن(( ان)) دیگر از شناختن چگونه جدایی ناپزیر است فرایند فوق لزوم ارزشها وشناخت ارزشها را به میان میاورد که مقوله فوق در حوزه روشنفکری قابل برسی بوده وبرای مطا لعه بیشتر لزوم شنا خت ارزهای جدا از حیطه قدر ت در فضای گفتمان حر کت میتوان پر پر داخت به حر حال کنسرت دموسیقی تمام میشود وانسان دیگری از سالن خارج میشود؟؟؟؟ انسانی با دغدغه بودن وچه کسی بودن انسانی که به قول سارتر لازمه و مشخصه هر انسانی است که خود را شناخته است

