انتخابات دهم ریاست جمهوری، واقعیت ها، پتانسیلها، بایدها
نوید محمدی نسب آباد
طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ،رئیس جمهور،شخص اول قوه مجریه، مهمترین و تاثیرگذارترین شخص در نظام جمهوری اسلامی می باشد که انتخاب آن مستقیما توسط مردم انجام می گردد .
شاید بی دلیل نباشد که مباحث انتخابات ریاست جمهوری از اوایل امسال و از 18 مانده به انتخابات شروع شده است و حتی برخی از جریانهای سیاسی موضع گیری رسمی خود را با مشخص نمودن کاندیدا و یا ارائه طرح انتخاباتی ،فعالیت در این عرصه را آغاز نموده اند.
در این نوشته ابتدا مروری بر عملکرد گروههای سیاسی معطوف به قدرت داشته و سپس به شرایط اجتماعی و نهایتا به اولویت خواستههای مردم از رئیس جمهور آینده خواهیم داشت.
اصولگرایان جوان، قدرتمند و مضطرب
اگر از دههی اول انقلاب که بدلیل بی ثباتی و ناپایداری سیاسی چشم پوشی کنیم ، رؤسای جمهور ایران نه تنها دو دورهی متوالی رئیس جمهور بوده اند، بلکه برای انتخابات دورهی دوم دغدغه کمتری داشته اند.
ولی در این دوره و در سال سوم ریاست جمهوری، مشکلات عدیدهی سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی و ... مردم و بخصوص گروههای سیاسی را بر آن داشته است که برای انتخابات آنی فکری اساسی بکنند.وضعیت دولت نهم بگونهای شده است که حتی حامیان و نزدیکان دولت نهم به منتقدین سرسخت رئیس جمهور تبدیل شده اند .
از جمله بارزترین منتقدین، دانش جعفری و پورمحمدی وزرای سابق دولت نهم می باشند .
از طرفی طیف راست سنتی نیز بارها به صورت آشکار به سیاستهای دولت نهم انتقاد نموده است.اصولگرایان جوان که نتیجهی شکستهای پیدرپی اصولگرایان سنتی در مقابل جناح اصلاح طلب بوده است، بنوعی تجدید قوای جناح محافظه کار در دومین دوره انتخابات شورای شهر محسوب می شد ولی به زودی به عنوان مدعی اصلی جریان اصولگرایی تبدیل شد و نهایتا به صورت مستقل در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نمود و حتی با فاصلهای فاحش از یاران قدیمی در انتخابات پیروز شد.
با روی کار آمدن دکتر لاریجانی به عنوان رئیس مجلس ، اصولگرایان سنتی که سالها به عنوان نیرویی تاثیرگذار ، حتی در ضعیفترین شرایط با حمایت معنوی مراجع تقلید ،شورای نگهبان و مجلس خبرگان تاثیرگذاری خود را از دست نداده بودند، با قدرت نمایی،خبر اوج گیری مجدد را دادند .
دکتر لاریجانی که در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورده بود ، در شورای امنیت ملی نیز به خاطر آنچه که اختلاف سلیقه نامیده شد از ادامه همکاری با دولت نهم منصرف شد. وی اینبار در مجلس هشتم به خاطر برخی مصلحت ها گرچه مجبور به کوچ از تهران شد ولی به عنوان نماینده اول شهر قم ،به ریاست مجلس برگزیده شد .
از دیگر تنشهای اصولگرایان سنتی و جوان سخنان جنجالی عباس پالیزدار بود وی در سخنرانی خود ،سران اصولگرایان سنتی از جمله آیت الله یزدی ،آیت الله خزعلی و سایرین را محکوم به فساد مالی کرده بود.
گرچه با بیخ پیدا کردن موضوع اصولگرایان جوان نیز این سخنرانی را محکوم کردند ولی آنچه حائز اهمیت بود ، معطر بودن پالیزدار به رایحهی خوش خدمت بود! و این موضوعی بود که انکار آن برای دولتیان آسان نبود.
خلاصهی کلام اینکه تنش بین اصولگرایان سنتی و جوان همچنان ادامه خواهد داشت . چرا که از طرفی اصولگرایان سنتی به خاطر نقض ارزشهای اصولگرایی در دولت نهم از ایشان گلایه مند هستند .
اصولگرایان جوان گرچه افراطی تر از نسل قبل خود یعنی سنتیان شناخته می شوند ولی در بسیاری از موارد نیزارزشهای اصولگرایی را نقض کرده اند .
رحیم اسفندیار مشایی به تنهایی مکررا موجبات ایجاد موج اعتراضات نیروهای مذهبی را فراهم ساخته است . موضوعاتی همچون دوستی با مردم اسرائیل ،دختران دف نواز در همایش قرانی و ... که اعتراضات مراجع عظام را نیز به همراه داشت.
در مقابل اصولگرایان جوان نیز با متذکر شدن سالهای شکست این گروه در مقابل اصلاح طلبان، ایشان را فاقد پایگاههای مردمی جهت پیروزی در انتخابات میدانند.
اختلافات بین اصولگرایان جوان و سنتی باعث تضعیف دولت نهم برای تداوم دولت برای 4 سال دیگر خواهد شد.البته این مسئله تنها مشکل برای ادامه راه نیست .
از دیگر مسائلی که دولت احمدی نژاد را زیر سؤال برده است ، وزرای کشور سریالی دولت نهم بوده است . ابتدا ماجرای کردان با مدرک جعلی و سپس صادق محصولی که با ثروت کلان خود یادآور شعار»مافیای ثروت« دوران تبلیغات دکتر احمدی نژاد است .
وی نیز همچون کردان به سختی رای اعتماد گرفت و حتی عدهای از نمایندگان به شمارش ارا مشکوک شدند. اما آنچه مهم است وی به عنوان وزیر کشور به رسمیت شناخته شد ومسئولیت برگزاری انتخابات آتی را برعهده داشت ، در حالیکه در انتخابات پیشین وی به عنوان یکی از کلیدیترین مسئولین ستاد دکتر احمدینژاد بوده است.
و اما نفت سر سفره...
یکی از انتقادات همیشگی و البته به جای جناح راست به دولت خاتمی ، وضعیت معیشتی مردم بوده است.
با تاکیدات مکرر اصولگرایان به مسائل اقتصادی کشور و از طرفی افزایش چشمگیر قیمت نفت ،امید بهبود درآمد و بالا رفتن سطح زندگی مردم می رفت.
اما متاسفانه نه تنها وضع مردم بهبود نیافت بلکه اوضاع وخیم تر شد و با کاهش چشمگیر قیمت نفت بیم روزهای دشوارتر میرود.
مسئلهی دیگر محدودیتهای شدید در آزادیهای اجتماعی دوران دولت نهم بوده است . دانشجویان متعددی محروم از تحصیل شدهاند ،عدهی زیادی از فعالین اجتماعی با زندان و اخراج و تعلیق و... تنبیه شدند ،مطبوعات منتقد و مستق یا تعطیل شدهاند و یا تحت فشار قرار گرفتهاند . در ادامه این مقاله بیشتر به این معضل پرداخته خواهد شد.
با تمام این اوصاف مهمترین گزینه اصولگرایان برای انتخابات آینده دکتراحمدینژاد خواهد بود .مگر اینکه عدم حضور رقبای قوی، فضا را برای یک انتخابات درون جناحی آماده کند.
اصلاح طلبان،مستعد یا منجمد در تاریخ ؟
اصلاح طلبان بعد از پیروزی خاتمی در سال 80 پیروزی چشمگیری نداشتهاند.مسبب این ناکامیها عاملی جز خود اصلاحطلبان نبودهاست.گرچه اصلاحطلبان در جهت نیل به اهدافشان با مشکلات فراوانی دست به گریبانند ولی بدیهیست که اصلاح طلبان تمام این مشکلات را پذیرفته و در صحنه حاضر شدهاند حضور ایشان به منزلهی به جان خریدن این مشکلات است .
اصلاح طلبانی که در سال 76 قدرتمندانه وارد صحنه شدند،با استقبال بینظیر مردم، حجت الاسلام ناطق نوری ، رقیب قدرتمند خاتمی را شکست دادند . اما دولت اصلاح طلب تحولخواه، نیازمند یک مجلس قوی و هماهنگ با این دولت بود . مردم این خواسته اصلاح طلبان را نیز برآورده ساختند .
این نوع همکاری و چراغ سبز نشان دادن برای اصلاح طلبان در نوع خود از تاریخیترین استقبالهای مردمی از یک جناح بوده است .
گرچه اصلاح طلبان چینش چندان قابل قبولی نداشتند ولی مردم با دل و جان این چینش را پذیرفتند .
به عنوان مثال در شهر خودمان تبریز کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلبان نه تنها افراد خوشنام و خوش سابقهای نبودند و حتی مردم از سابقهی مدیریتی برخی از ایشان خاطرهی چندان خوشی نداشتند، با تمام این اوصاف برای راضی نمودن اصلاح طلبان و ایجاد شرایط مساعد برای ایشان، تمام کاندیداهای مورد حمایت ایشان را راهی مجلس کردند و بدینوسیله مردم هرآنچه که میتوانستند برای اصلاحطلبان کردند و حال نوبت ایشان بود که جواب این اعتماد مردم را بدهند.
اما دریغ از یک قدم مثبت.خاتمی و یارانش در تمام مدت وقت سوزی کردند و یارسوزی .
زمان به ضرر اصلاح طلبان گذشت ونه تنها فضا برای اجرایی نمودن جامعه مدنی و دموکراسی و ... آماده نشد . یاران خاتمی که موج اصلاح طلبی را راه انداختند زیر بدترین فشارها قرار گرفتند و این پایان تراژدیک 8سال ریاست جمهوری خاتمی بود که تنها در قبال تقدیم دو قوه از سه قوه نظام توانست فضا را کمی بازتر کند که البته هزینهی این فضای باز را نیز روشنفکران و علیالخصوص دانشجویان با تعلیق و اخراج و زندان و....دادند و در مقابل خاتمی تماشاگر خوبی برای این یارسوزی بود.
اصلاح طلبان بعد از انتخابات رفتند و آرمانهای دموکراسی خواهیشان را در دفتر خاطراتشان نوشتند و هروقت انتخاباتی شد دستپاچه آمدند و اگرچه آنچنان که میخواستند و میبایست از فیلترها نگذشتند ،اما بعد از گذر از فیلترها نیز چندان با اقبال عمومی مواجه نشدند.
قصور اصلاح طلبان بطالت در دوران حضور در قدرت و بعد از قدرت بود . به راستی اصلاح طلبان با اینهمه امکانات و احزاب و رسانههایی که گرچه نسبت رقیب قدرتمند و پرامکانات ناچیز است ولی در مقایسه با گروههای خارج از قدرت این امکانات برای نهادینه ساختن آرمانهای اصلاح طلبان و تمامی روشنفکران دگراندیش قابل قبول است ولی اینهمه امکانات همچون یک باتری فقط برای انتخابات شارژ شد.
با اینهمه اوضاع بحرانی دولت نهم بخت را باردیگر با اصلاح طلبان یار کرده است . چرا که عدهای راه برونرفت از این شرایط را در حضور فردی اصلاح طلب میدانند ولی بخاطر تنگ تر شدن دایره اصلاح طلبان از طرفی و ترجیح بسیاری از روشنفکران برای خروج از این دایره ،شخصیتی متفاوت در قالب رئیس جمهور را نمیتوان قطعا اصلاح طلب تلقی نمود.
به عنوان مثال هم اکنون گروهی از دانشجویان سابق و امروز با محوریت ادوارتحکیم ،حول عبدالله نوری جمع شددهاند و تصمیم به حمایت از وی گرفتهاند.
اما اصلاح طلبانی که همچنان در دایره اصلاح طلبی باقی ماندهاند به دو گروه طرفداران خاتمی-موسوی و کروبی تقسیم شدهاند. طرفداران خاتمی عمدتا تحت لوای احزاب اصلاح طلب مشارکت ،مجاهدین انقلاب و کارگزاران و همچنین تعدادی از تشکلهای دانشجویی جمع شدهاند که البته با وجود مطرح نمودن نام میرحسین موسوی توسط این گروه حضور وی بعید به نظر می رسد .
کروبی رئیس مجلس ششم که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته نیز حضور داشت ، با فاصلهای کم از حضور در مرحله دوم باز ماند. حضور وی در انتخابات نهم از ابتدای کار تا اعلام نتایج حرف و حدیثهای فراوانی داشت .
احزاب اصلاحطلب که در انتخابات با تکیه بر نظرسنجیهایی که کروبی بهیچوجه آنها را قبول نداشت ،به حمایت از دکتر معین پرداختند و کروبی حتی در مجمع روحانیون مبارز که خود در راس آن قرار داشت تنها ماند و با تمام این اوصاف در انتخابات آرای بیشتری از تمام هم و غم اصلاح طلبان یعنی دکتر معین داشت .
عدهای از حامیان کروبی وی را عملگراتر از سید محمد خاتمی میدانند و به قول و قرارهای وی بیشتر اعتماد میکنند . این گروه معتقدند که خاتمی در دوران هشت سالهاش ،با قرار داشتن در فرصتی تاریخی،نتوانست کاری انجام دهد .
اما طرفداران خاتمی معتقدند که کشور در شرایط بحرانی به سر میبرد و در این شرایط تنها خاتمی است که میتواند کشور را از این شرایط خارج کند و مطرح کردن سایر گزینهها به دلسرد شدن خاتمی! منتج خواهد شد و عدم حضور وی باعث شکست اصلاح طلبان خواهد شد.
نکتهای که این گروه بهیچوجه به آن دقت نمیکنند این است که اگر هدف از گزینهی خاتمی احتمال پیروزی بیشتر است که این تنها تسکین دهندهی اوضاع خواهد بود.
ولی اگر هدف ایجاد تغییرات است با ریاست جمهوری آقای سید محمد خاتمی این مسئله میسر نخواهد بود چرا که وی در گذشته این امر را ثابت کرده است و آزموده را آزمودن خطاست.
میانهروهای تاثیرگذار
عدهای از روحانیون سنتی بههمراه جمعی از مدیران ارشد اسبق نظام، با محوریت آیتالله هاشمی رفسنجانی امروزه با نام میانهروها شناخته میشوند..این گروه نیز همچون اصولگرایان آرایی سنتی دارند.
در انتخابات آتی احتمال اینکه این گروه مستقلا وارد گود شوند ،کم است .
به همین خاطر آرای ایشان با حمایت سران این گروه مشخص خواهد شد و این آراء در سرنوشت رئیس جمهور دهم تاثیرگذار خواهند بود.


