تبليغاتX
تشکل آرمان دانشجو
اعلمي ومكتب protest اعتراض؟! 

     اعلمي ومكتب (protest) اعتراض؟!

 

 یونس زارعیون    Araz_axarsoo@yahoo.com

 چند روز پيش هنگام گشت زني در سايتهاي اينترنتي به سايت آقاي اعلمي نيز سر زدم . يكي از خوانندگان سايت پيامي مبني بر اينكه (شما در مجلس اعتراض ميكرديد اما اعتراض شما به جايي نرسيد ونتوانستيد كاري انجام دهيد در سايت گذاشته بود ) آقاي اعلمي نيز با جمله اي از دكتر شريعتي جواب خواننده را داده بود .

همين مطلب سوالي در ذهنم به وجود آورد . آيا واقعا اعتراض آقاي اعلمي در مجلس و اينكه وي شخصي معترض بود دردي از مردم دوا ميكرد . و يا به قول نويسنده مقاله اي كه اعلمي را پوپوليست و اپورتونيستي دانسته بود كه دستش باز شده است . آيا شخص معترض انساني واقعا فرصت طلب است.  بنا به تعريف اپورتو نيسم فرصت طلبي  در عرصه سياست  رفتاري است سازشكارانه با شرايط و اوضاع واحوال مسلط موجود به منظور كسب منافع يا اهداف خاصي  و چشم پوشي از كاستي هاي موجود در شرايط مزبور، حتي اگر با اصول وعقايد ابتدايي مطابقت نداشته باشد.

 با تعريف فوق حتي عوامترين افراد نيز بر عدم سازشكاري اعلمي  یقین دارد.اما آيا اعلمي با اعتراض سعي در چه داشته است؟ به دنبال كلمه اعتراض در طول تاريخ گشتم و عجيب بود سازندگان تاريخ همان معترضين بودند انقلاب كبير فرانسه آغاز رنساس كه تاريخ بشريت را تحت تاثير قرار داده است با اعتراض انسانهاي معترض به وضعيت موجود آغاز شده است. دوران روشنگري آغاز ميشود و تا كنون نيز موج آن زندگي بشر را تحت تاثير قرار داده است كانت روشنگري را برون رفت انسان از صغارت خويش ميداند . و وجود وهستي خود را در شك و انديشيدن وسوال از همه چيز ميداند . در واقع اعتراض به آنچه هست وترسيم آنچه كه بايد باشد .

وجود فرانس فانون با پاسخ به سوالاتي از هستي تعريف مي شود. فانون هستي خود را در اعتراض مي داند و قاطعانه مي گويد من اعتراض مي كنم پس هستم.

از او مي پرسند كه تو به خدا معتقد نيستي و طرف مقابلي براي خود نداري پس چرا اعتراض مي كني؟، پاسخ مي دهد: اعتراض نمي كنم تا شنونده و مسئولي پيدا كنم، بلكه اعتراض مي كنم تا بگويم نظام موجود را قبول ندارم و محكوم آن نيستم.

باز بدنبال كلمه اعتراض ژان پل سارتر از فيلسوفان مكتب اگزيستانسياليسم برخورد كردم، او نيز انسان كامل را انساني مي داند كه در اضطراب است و به دگرگوني وضع موجود مي انديشد و باز هم با ماركس برخورد كردم با جمله اي زيبا كه مي گويد: تا امروز وظيفه فيلسوفان تعريف جهان بوده است ، از اين به بعد بايد به دگرگوني آن فكر كنند. در گشت و گذار خود به چه گوارا نماد اعتراض جوانان چپ امروزي برخوردم، او به امپرياليزم و سلطه معترض بود. و طنين دادگاه خسرو گل سرخي در مقابل چشمانم بود كه در آ؛ستانه مرگ نيز به وضع موجود معترض بود.

به دنبال موسيقي رفتم و باز هم در آمريكا پابلو فرورا گيتاريست جوان را يافتم كه بخاطر ابراز اعتراضي كه از آهنگ گيتارش برمي خواست انگشتانش را قطع كردند و او در جواب گفت: اگر انگشتم را قطع كنيد و زبانم را ببريد، با پرنده اي كه در روي درخت آواز مي خواند چه خواهيد كرد؟ و باز در دنياي موسيقي احمد كايا از بنيان گذاران موسيقي protest  تركيه برخورد كردم كه همراه يوسيف خيال اوغلو اعتراض خود را با ايدئولوژي چپ با صداي خود و باغلاما ساز تركها ابراز مي كرد. قبر او اكنون در گورستان پرلاشنز فرانسه در كنار ديد بزرگان معترض دنيا قرار گرفته است.

آري در زير پرچم اعتراض، گاندي را مترادف شبه قاره هند و ماندلا را نيز مترادف آفريقاي سياه، آفريقائي كه صادراتش برده و ايدز بود و اكنون با معترض بزرگ خود ماندلا احترام جهانيان را برانگيخته است.

به خود برگشتم، به شيعه بودنم و به اينكه يك آذربايجاني هستم. ابهت شيعه را در اعتراض علي ابن ابي طالب درك كردم. و در گشت و گذاري در تاريخ تشيع صداي پر صلابت مولايمان حسين ابن علي را از وسط صحراي كربلا و از كنار رود فرات، رودي كه اولين تمدنهاي انساني در كنار آن تشكيل شده. خطاب به تمام مصلحت انديشان و يزيديان تاريخ شنيدم و ديدم كه شيعه چگونه مكتب اعتراض است و در طول تاريخ به عنوان حزب معترض بزرگترين مساله حاكمان بوده است.

جمله اي از بنيان گذار تشيع، علي (ع) ( حقيقت را بگوييد حتي اگر به ضررتان تمام شود) شالوده تفكر شيعه را ساخته است و امامان شيعه معترضين بوده اند كه بخاطر گفتن حقيقت همواره در زندانها تحت نظر بوده اند. قرنها بعد شعار و روشنگري اروپا مبتني بر حقيقت بود و اينكه حقيقت و گفتن حقيقت به ضرر ظالمين و حاكمان مستبد است.

به زمان معاصر برگشته و بيانيه رياست جمهوري آقاي اعلمي را خواندم به تبريز و آذربايجان مهد تشيع و مهد اعتراضات مدني اشاره شد بود. از ستارخان و باقرخان و مشروطه اي كه تفكر مدرن، قانون و واژگان ملت و آزادي و ... را وارد ايران كرد برخوردم.

به اعتراضاتي كه در مجلس كرده است او نيز مي توانست معترض نباشد و همچون سايرين چند صباحي را در آرامش و ارتباط و خدمت به مردم و اطرافيان بگذراند.

اما او بيش از همه به گفته مولايش علي (ع) عمل كرد. او معترض بود و در پشت اين اعتراض افق اصلاحي خويش را داشت. در واقع در جواب آن دوست عزيز اينكه آنان كه اعتراض مي كنند وضع موجود راضي شان نمي كند. در واقع برنامه اي نيز دارند و اعتراضشان به اين است كه طرف مقابلشان از نظم خارج شده است. در واقع انسانهاي معترض انسانهاي منظمي هستند. اعلمي منظم ترين و فعالترين نماينده مجلس بود كه در كليه جلسات مجلس شوراي اسلامي شركت كرده بود. او در نظم جدي تر از همه بود و در واقع اعتراضش براي ايجاد نظم بود. او را مي توان بنيانگذار اعتراض پارلماني در ايران دانست. او در مقايسه با ساير معترضين بزرگ دنيا هيچ كم و كسري ندارد. و در صورت وجود زمينه نيز مي تواند برنامه خود را بهتر از هر شخص ديگري پياده نمايد.

|+|
نوشته شده توسط آرمان در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 4:9