تبليغاتX
تشکل آرمان دانشجو
1 مهر بازگشایی مدارس و تحصیل به زبان مادری (ییلماز نانوایی) 

  1 مهر بازگشایی مدارس و تحصیل به زبان مادری

(ییلماز نانوایی)

زبان مادری و یا زبان قومی به زبانی اطلاق می شود که گویش انسان از بدو تولد با لالایی های مادر و سایر نزدیکانش همچنین با تکلم آنها با آن آشنا می شود و زمانی که زبان باز می کند خود به خود کلمات آن زبان را به کار می برد. به مرور زمان ویژگی های آن زبان و نیز آداب و سنن موجود در جامعه اش را نیز در قالب آن زبان فرا میگیرد.

در کشور کثیرالمله ایران ، در برابر زبان فارسی که اینک دیگر به زبانی پویا تبدیل شده ، زبانهای دیگر نیز وجد دارد که هنوز از بین نرفته اند. زبان فارسی مدام در حال دوباره زایی و گسترش خویش است اما زبانهای دیگر اعم از تورکی، کردی و بلوچی و... در نظام آموزشی ایران عملا فراموش شده و از آنها به عنوان زبانهای فقیر ، حقیر و بدون زایش و گسترش یاد می شود.

زبان فارسی که از آن به عنوان زبان رسمی یاد می کنند و در اثر سیاست نا به حق یکسان سازی توسط پهلویان و در طی سالها و دهه های متمادی کاملا به زبان مسلط و حاکم و غالب تبدیل شده است و اینک نیز همه رسانه های گروهی ، کتابهای درسی در همه مقاطع تحصیلی ، صدا و سیما و... کاملا در سیطره این زبان هستند که حاکمیت های ایرانی از دیر باز برای حل مسئله تنوع زبانی همچون مشکلی غیره قابل حل نگریسته اند.

به راستی آیا تعیین و تسلط یک زبان واحد در یک کشور چند زبانه می تواند پاسخگوی نیازهای ملتهای مظلوم واقع شده در طول تاریخ باشد؟ واژگان این زبان که از آن به عنوان عامل وحدت ایرانیان یاد می شود دارد ذهن و زبان کودکان معصوم اقوام و ملل غیره فارس را از بین می برد تا هرگز نتواند هویت واقعی خویش را بشناسد چون زبان در ثبات هویت یک ملت نقشی بسیار حائز اهمیت است.

تحقیقات نشان داده شده است کودکانی که به زبان مادری خود آموزش می بینند بهتر و سریعتر یاد می گیرند. مساله مهم در این بین انتخاب زبان آموزشی مدارس از میان زبانهای قومیتها می باشد. برخی از دانشمندان بر این عقیده اند که سیستم آموزشی چند زبانه در برخی کشورها تلاشی در جهت ارتقاء و بهبود آموزش می باشد. مشکل عمده در راه اجرای این سیاست آموزش چند زبانه ، موانع سیاسی و اقتصادی برخی کشورها از جمله ایران است. اگر زبان رسمی کشور همراه با زبان مادری هر منطقه در تمامی مقاطع تحصیلی آموزش داده شود نتایج بهتری بدست می آید پس عامل اصلی ضعف هر دو زبان در ایران را می توان در درون سیاستهای غلط حاکم بر نظامهای آموزشی جستجو کرد. به نظر میرسد آموزش به زبان تحمیلی غیره مادری مهمترین عامل بازماندگی از تحصیل در این مناطق می باشد.

در عرض هشتاد سال چه حکومت پهلوی و چه جمهوری اسلامی جهت از بین بردن زبان تورکی ، از تمام امکانات کشور و خود مردم استفاده کرده چنان ضربات سختی بر پیکره این زبان وارد کرده اند که شاید جبران آن امری سخت و نا ممکن باشد. و ظلمی که در جهت محو معنوی تورکها مرتکب شده اند جز نسل کشی معنوی چیزی نتوان نامید. در عرض این هشتاد سال میلیونها تورک عملا" در نتیجه سیاست آسیمیلاسیون زبان خود را از دست داده و زبان تورکی از روند شکوفایی طبیعی در تمام زمینه های علمی ، ادبی و ... بازمانده است.

کسانیکه با زبان مادری انسانها در می افتند در واقع با عمیق ترین جنبه هویت آنها مبارزه می کنند و در این میان تنها تلاش همه اقشار مردم است که می تواند دولتها را متقاعد به پذیرش این مهم بنماید که آموزش و تحصیل و سخن گفتن به زبان مادری حق مسلم تمام افراد و گروههای نژادی است و زبان هر قوم نباید صرفا" محدود به یک ابزار واسطه برای برقراری ارتباط میان گویشگران آن زبان شود.

با توجه به نزدیکی بازگشایی مدارس و دانشگاهها و تحصیل به زبان مادری در مدارس که اصل 15 قانون اساسی بیانگر آن است ، اگر نجنبیم و این نسل را از مسخ فرهنگی ، اجتماعی و... رها ننماییم کار به دشواری خواهد کشید. وقتی ملتی از فرهنگ ملی خود تهی شود و ضد ارزش در نقاب ارزشها جایگزین شود و اگر برای احقاق حقوق ملت از طرف روشنفکران و مبارزین ملی کاری صورت نگیرد می توان گفت که نا خواسته خیانت نموده ایم. رسالت روشنفکران و مبارزین ملی برای بیدار کردن این ملت وهویت بخشیدن به آنها است و این یک وظیفه ملی به شمار می آید.

باید همه کسانی که در خود احساس مسئولیت می کنند در تک تک افراد این تفکر را به وجود بیاورند تا از نابودی زبان مادری و هویت  جلوگیری شود و آن تفکر تحصیل به زبان مادری است.

|+|
نوشته شده توسط آرمان در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 2:52