خاورمیانه و قفقاز
یونس زارعیون
دبیر تشکل آرمان دانشجو
منطقه حساس خاورميانه امروز به منطقهاي بحرانخيز تبديل شده است چشمداشت ابرقدرتها به اين منطقه حساس نفتخيز كه بخش عمده انرژي كشورهاي صنعتي را تامين ميكند.از يكسو و قرار گرفتن بر سر راه غرب و شرق از سوي ديگر خاورميانه و كشورهاي جاي گرفته در آن را با چالشهاي جديدي مواجه نموده است.
كشور تركيه علاوه بر فشارهاي خارجي از طرف اتحاديه اروپا كه تركيه را ملزم به رعايت دموكراسي و ايفا حق 12 ميليون كرد ساكن در تركيه و كم نمودن قدرت نظاميان كرده است.
با بحرانهاي تركيبي پيچيده در قالب قوميت ترك و كرد و از سوي ديگر شدت گرفتن مبارزات درون ساختي تركيه را با التهابات جديدي روبرو نموده است كه نمونه آن انفجارهاي متعدد در منطقه مارماريس و دياربكر كه به كشته و مجروح شدن تعدادي از اتباع تركيه و خارجيان شده است و از طرف ديگر كشته شدن سربازان ترك توسط كردها در مرز عراق- و كشمكش دولت و احزاب سياسي بر سر فرستادن نيروهاي حافظ صلح به لبنان و رقابت اسلامگرها و لائيكهاي تركيه در انتخابات آتي نمونههايي از وجود بحران در اين كشور رو به پيشرفت است. عراق نيز همسايه جنوبي تركيه بعد از حمله آمريكا و سرنگوني صدام تا بحال روي آرامش نديده و هر از چند گاهي اختلافات شيعه و سني و كرد و عرب و ترك كشور عراق را با چالش روبرو ميكند.
و لبنان نيز بعد از دفاع جانانه حزبالله در برابر تجاوز صهيونيستها امروز درگير مبارزات حزبي و اختلاف مسيحي و مسلمان است.
طرح خاورميانه بزرگ امريكا اگرچه با پيروزي لبنان بر اسرائيل شكست خورده اما منطقه خاورميانه را با چالشهاي جدي روبرو نموده است.
اما در شمال خاورميانه و در قفقاز وضعيت جور ديگري است. بعد از فروپاشي كشور شوراها سر بر آوردن جمهوريهاي جديد امريكا در وحله اول جانب روسيه را گرفته و به روابط خود با روسيه اهميت بيشتري ميداد اما در سالهاي اخير گوئي امريكا و غربيها قفقاز را تازه كشف كرده و متوجه منابع نفت و معادن زيرزميني آن شدهاند. كه اين امر موجب شد تا در سال 1990 مسكو و واشنگتن در منطقه قفقاز با هم به رقابت بپردازند. رسيدن به منابع انرژي و در كنترل در آوردن خط لوله ای كه انرژي خزر را به اروپا و آمريكا ميرساند فضاي سياسي منطقه را به سوي دو قطبي شدن سوق داد.
در اين ايام امريكا روسيه- ايران و تركيه نگران نفوذ رقباي خود در قفقاز بودند تركيه با شعارهاي پان تركيستي و اتحاد تركهاي جهان به آذربايجان نزديك ميشد.
و ايران نيز با توجه به پيشينه تاريخي و مذهب شيعه جائي نسبتاً مناسب در آذربايجان باز كرده بود.
اما چرا قفقاز اين قدر اهميت پيدا كرد؟
علت اين امر را ميتوان از واقع شدن قفقاز در محدودهاي كه حادترين بحرانهاي جهان معاصر را به چشم ميبيند جستجو كرد.
منطقهاي جغرافيائي كه از آسياي مركزي شروع و با گذشتن از افغانستان و ايران در مديترانه پايان مييابد.
مسأله دوم آغاز اكتشاف و استخراج نفت از درياي خزر ميباشد.
افتتاح خط لوله باكو تفليس جيحان كه به گفته كارشناسان نقشه ژئوپولتيك منطقه را به هم زده. جريان نفت را از خزر به بندرهاي تركيه ميرساند.
وضعيت فوق موجود و بحران قرهباغ اوضاع را به نفع آذربايجان برگردانده و آمريكائي كه در كنگرة خود از تجاوز ارمنستان حمايت ميكرد هماكنون دوست و طرفدار آذربايجان گشته است!؟
جواب سؤال فوق را (لوسين پوگلياري lucion puqiari) تحليلگر مسائل نفتي امريكا به بهترين وجه ميدهد.
« محور اصلي استراتژي برجسته مسائل نفتي امريكا را مسأله امنيت عرضه انرژي و تنوع بخشيدن به منابع تامين آن از خارج از منطقه خليجفارس مانند منطقه خزر- تشكيل ميدهد. بايد توجه داشت كه حتي يك كاهش جزئي در بهاي جهاني نفت براي مصرف كننده عمدهاي چون آمريكا. منافع فراواني ميتواند داشته باشد. اين در حالي است كه ممكن است امريكا تا سال 2020 روزانه 15 ميليون بشكه نفت وارد كند».
كشورهاي موجود در منطقه قفقاز (گرجستان- آذربايجان- ارمنستان) را به هيچوجه نميتوان كشورهاي قدرتمند ناحيه دانست در حال حاضر مجموع جمعيت 3 كشور حدود 15 ميليون است- كه 8 ميليون ساكن آذربايجان – 2 ميليون ارمني و 5 ميليون گرجي است و توليد ناخالص اين 3 كشور حدود 10 ميليارد دلار ميباشد.
اهميت بدان جهت است كه قفقاز در منطقه حائل ميان روسيه- خاورميانه- اروپا و آسياي مركزي قرار گرفته و قفقاز را چهارراه برخورد قدرتهاي بزرگ كرده است.
مسائل نفت و مناقشات قومي در قفقاز دو روي يك سكه را تشكيل ميدهند.
اعلام جنگ از طرف الهام عليايف به ارمنستان آن هم بعد از كمتر از يكسال از افتتاح خط لوله نفتي جداي از يك پيام سياسي به غرب و امريكا ضربهاي مرگبار بر توسعه منابع انرژي خزر وارد کرده و موجب بالا رفتن قيمت نفت در جهان خواهد شد. كه اين مسأله اصلاً به سود آمريكا و غرب نميباشد. در صورت بروز جنگ سرمايهگذاران خارجي تمايل به سرمايهگذاري در منطقه نخواهند داشت. و آمريكا نيز ناچار از جلوگيري از بروز بحران به خاطر حفظ امنيت خط لوله نفت خواهد بود. چرا كه خط لولهاي كه از باكو شروع ميشود. از فاصله 30 كيلومتري شمال قرهباغ ميگذرد. اين مسأله موجب شده است تا امريكا و غرب راهحل سياسي و مسالمتآميزي براي حل بحران قرهباغ بیابند.
وضعيت سياسي قفقاز با توجه به فاكتورهاي بالا در حال حاد شدن است بعد از فروپاشي اتحاديه شوروي و ظهور كشورهاي مستقل در منطقه قفقاز دو شخصيت قدرتمند اعمال نفوذ ميكردند. كه هر دو عضو بلندپايه سياسي حزب كمونيست شوروي سابق بودند.
ادوارد شوارد نادزه رئيسجمهور سابق گرجستان، حیدر علياف رئيسجمهور فقيد آذربايجان.
هر دو آنها با توجه به تجارب گذشته خود توانستند بر مخالفان غلبه كرده و ثبات نسبي را در منطقه حاكم نمايند.
پس از سالها ثبات در گرجستان جرقه تظاهرات خياباني در اعتراض به تصميم دولت مبني بر بسته شدن كانال تلويزيوني2 Rustavi زده شد و همچنين نارضايتي مردم از فساد مقامات دولتي به تقلب شوارد نادزه در انتخابات و كمبود برق علت اصلي اعتراضات مردم را تشكيل ميداد كه اين اعتراضات به آبخازستان نيز سرايت نموده و در پايان نيز موجب سكوت ادوارد شوارد نادزه شد.
و اما ارمنستان سومين كشوري فقير قفقاز كه بعد از مستقل شدن ادعاي اراضي خود را در محدوده جغرافيا در سه كشور آذربايجان- تركيه و ايران مطرح نموده و ادعاي كشور ارمنستان بزرگ از دريا تا دريا (خزر- سياه) ميكند.
نتيجه جنگ ارمنستان به آذربايجان مسدود شدن شرق و غرب ارمنستان به آذربايجان و تركيه است. و تنها راه ارتباطي ارمنستان از طريق ايران و كمي از گرجستان است.
سالها ركود اقتصادي مهاجرت افراد تحصيل كرده به امريكا و روسيه و همچنين خانوادهها متوسط به بالاي اين كشور جمعيت 8/3 ميليون نفري اين كشور (سال 1990 ) را به 4/2 ميليون رسانيده است.
« حوادث 11 سپتامبر از طرفي به علت قبول نظاميان امريكائي از طرف گرجستان و مخالفت مسكو به ضرر گرجستان تمام شد.»
و از طرفي ديگر با توجه به سياست غربگرايانهاي كه حيدر علياف بنيانگذار آن بود كه طي اين سياست آذربايجان را يك كشور اسلامگراي دوستدار غرب و امريكا معرفي ميكرد. به نفع آذربايجان تمام شد.
بطوريكه اين روابط موجب سردي رابطه آذربايجان با مسكو و در مواردي هم با ايران شد.
خيانت روسها به آذربايجان در طول تاريخ مشهود بوده و ضديت آنها از دهه 1990 شروع و در سال 1995 در دوران پوتين به اوج خود رسيد.
اما اكنون سياستمداران روس در پي جبران گذشته برآمده و بر اين باورند كه سياست ضد آذربايجاني اتخاذ شده از طرف مسكو در اوائل دهه 1990 نتيجهاي جز انزواي روسيه در قفقاز و تركيه نداشته است.
گرمي روابط با آذربايجان از طرف روسيه آغاز شده تا جائي كه پونين در سال 2001 در سفر به باكو، مدرك فارغالتحصيلي علياف در KGB درلنینگراد را براي وي آورده بود.
اين مدرك پيام سياسيمهمی مبني بر دوستي پوتين و علييف داشت.
و منظور اين بود كه شما و من از يك دانشكده فارغالتحصيل شدهايم.
مسأله ارمنستان و اشغال قرهباغ موضوع مهم اپوزوسيونهاي باكو- تركيه و افكار عمومي آذربايجانيهاي ايران است.
و بروز دوباره جنگ كه اخیرا از طرف آذربايجان مطرح شده علاوه بر تاثيرگذاري در نظم جهاني بر كشورهاي همسايه و منطقه تاثير خواهد گذاشت.
كوتاه سخن اينكه روسيه براي مقابله با رزمندگان مسلمان چچنی و داغستان به همكاري آذربايجان نيازمند است. و آمريكا نيز به نفت آذربايجان اما مسأله اين است كه قفقاز ديگر قفقاز بيش نيست
قفقاز امروز مستعد چنگ وویرانی است لذا کشورهای منطقه به خصوص ایران باد همه تلاش خود را در جهت جلوگیری از جنگ وبرقراری صلح پایدار در منطقه قفقاز به کار گیرند.
بر گرفته از دو هفته نامه سیاسی – اجتماعی – فرهنگی آرمان
(ارگان رسمی تشکل آرمان)

